رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۲ - نیز در ستایش گوید
تویی که تیغ ترا شد مسخر آتش و آب
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۲۷ - تا می‌توان گرفتن، ای دلبران به گردن
تا می‌توان گرفتن، ای دلبران به گردن
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳ - کی شنبه من به شادمانی برخاست
کی شنبه من به شادمانی برخاست
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۱۱۹ - کشته شدن گرگوی و گرگین بدست ارهنگ و گرفتار شدن اردشیر بیژن گوید
چه ارجاسپ آن دید سرکرد بور
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۳۲ - ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد
ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۳ - ببازی عشق میبازم ، دل و جان را فدا سازم
ببازی عشق میبازم ، دل و جان را فدا سازم
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - ای رایت جمال تو نقش نگین دل
ای رایت جمال تو نقش نگین دل
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۱۹ - ای که ز من میکنی سؤال حقیقت
ای که ز من میکنی سؤال حقیقت
فصیحی هروی : مثنویات
شمارهٔ ۱ - مدح حسن‌خان شاملو
سبحان الله چه بارگاه است
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۸۴ - وله ایضاً
فصل دیماه بخوارزم اندر
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۶۲ - در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد
در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد
همام تبریزی : رباعیات
شماره ۷۰ - منگر تو بدان که ما به تن مختصریم
منگر تو بدان که ما به تن مختصریم
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۸ - دور از رخ دلگشایت ای مایه ناز
دور از رخ دلگشایت ای مایه ناز
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۹۴۵ - دلخوشم از عشق جان افزای خویش
دلخوشم از عشق جان افزای خویش
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۴ - خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۱۹ - قُرْب و بعد
و از آن جمله قُرْب و بعد است قرب نزدیکی بود بطاعت و متّصف شدن اندر دوام اوقات بعبادت وی.
نسیمی : غزلیات
شماره ۱۶۴ - باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۷ - نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۴ - تاریخ وفات میر محمد
این گنج نهان که ذات عالی نسب است
هجویری : باب الرّقص
النّظرُ فی الاحداث
در جمله نظاره کردن اندر احداث و صحبت با ایشان محظور است و مجوز آن کافر و هر اثر که اندر این آرند بطالت و جهالت بود. و من دیدم از جهال گروهی به تهمت آن با اهل این طریقت منکر شدند و من دیدم که از آن مذهبی ساختند و مشایخ بجمله مر این را آفت دانسته‌اند و این اثر از حلولیان مانده است لعنهم اللّه اندر میان اولیای خدای و متصوّفه.