ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٨۵ - پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۸۹ - گرد راه تو جلوه پرداز است
گرد راه تو جلوه پرداز است سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید
گفتم ای ایزد سرشته ز نور آذر بیگدلی : حکایات
شماره ۴ - بجایش یکی باغ دیدم شگرف
بجایش یکی باغ دیدم شگرف ایرانشان : کوشنامه
بخش ۳۲۲ - سلم و قارن در باختر
وز آن جا سپه را سر اندر کشید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۸ - هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود
هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۹۲ - رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق
رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
خون بود دل که لذت درد نهان شناخت عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
تمثیل در بیان آنکه استعداد و قابلیت ضایع نماند هر کجا باشد و طلب هدایت نماید هر کجا بیابد
بود اندر عصر من دانا دلی ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۸۱ - ایضاً له
خسروا گیتی به عدل آباد کن ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۴۲ - رسیدن رسول پسران علی تگین
و روز سهشنبه غرّه صفر ملطّفه نایب برید هرات و بادغیس و غرجستان رسید که «داود ترکمان با چهار هزار سوار ساخته از راه رباط رزن و غور و سیاهکوه قصد غزنین کرد، آنچه تازه گشت بازنموده آمد، و حقیقت ایزد، تعالی، تواند دانست.» امیر سخت تنگدل شد بدین خبر و وزیر را بخواند و گفت: هرگز ازین قوم راستی نیاید و دشمن دوست چون تواند بود با لشکر ساخته ترا سوی هرات باید رفت تا ما سوی غزنین رویم، که بهیچ حال خانه خالی نتوان گذاشت. وزیر گفت: ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۰۵ - آگاه شدن طیهور و آتبین از مرگ پدر کوش
چو دریا ز کوش و سپه گشت پاک اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - آخر ز جهان غرقه به خون باید رفت
آخر ز جهان غرقه به خون باید رفت صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۲ - باز از افق هلال محرم شد آشکار
باز از افق هلال محرم شد آشکار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۷۵ - دست اگر داری بغیر از دامن صحرا مگیر
دست اگر داری بغیر از دامن صحرا مگیر ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۵۴ - ترجمه گفتار شاهنشاه - برزو پورلهراسب
بی نصیب از آبرو باشد به گیتی مولوی : رباعیات
رباعی ۸۵۶ - هل تا برود سرش به دیوار آید
هل تا برود سرش به دیوار آید نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۸۳ - چه مژده بود که باد سحرگهی آورد
چه مژده بود که باد سحرگهی آورد سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۲۰۳ - به خدای ار گل بهار بوی
به خدای ار گل بهار بوی
شماره ۵٨۵ - پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۸۹ - گرد راه تو جلوه پرداز است
گرد راه تو جلوه پرداز است سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید
گفتم ای ایزد سرشته ز نور آذر بیگدلی : حکایات
شماره ۴ - بجایش یکی باغ دیدم شگرف
بجایش یکی باغ دیدم شگرف ایرانشان : کوشنامه
بخش ۳۲۲ - سلم و قارن در باختر
وز آن جا سپه را سر اندر کشید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۸ - هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود
هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۹۲ - رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق
رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
خون بود دل که لذت درد نهان شناخت عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
تمثیل در بیان آنکه استعداد و قابلیت ضایع نماند هر کجا باشد و طلب هدایت نماید هر کجا بیابد
بود اندر عصر من دانا دلی ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۸۱ - ایضاً له
خسروا گیتی به عدل آباد کن ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۴۲ - رسیدن رسول پسران علی تگین
و روز سهشنبه غرّه صفر ملطّفه نایب برید هرات و بادغیس و غرجستان رسید که «داود ترکمان با چهار هزار سوار ساخته از راه رباط رزن و غور و سیاهکوه قصد غزنین کرد، آنچه تازه گشت بازنموده آمد، و حقیقت ایزد، تعالی، تواند دانست.» امیر سخت تنگدل شد بدین خبر و وزیر را بخواند و گفت: هرگز ازین قوم راستی نیاید و دشمن دوست چون تواند بود با لشکر ساخته ترا سوی هرات باید رفت تا ما سوی غزنین رویم، که بهیچ حال خانه خالی نتوان گذاشت. وزیر گفت: ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۰۵ - آگاه شدن طیهور و آتبین از مرگ پدر کوش
چو دریا ز کوش و سپه گشت پاک اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - آخر ز جهان غرقه به خون باید رفت
آخر ز جهان غرقه به خون باید رفت صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۲ - باز از افق هلال محرم شد آشکار
باز از افق هلال محرم شد آشکار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۷۵ - دست اگر داری بغیر از دامن صحرا مگیر
دست اگر داری بغیر از دامن صحرا مگیر ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۵۴ - ترجمه گفتار شاهنشاه - برزو پورلهراسب
بی نصیب از آبرو باشد به گیتی مولوی : رباعیات
رباعی ۸۵۶ - هل تا برود سرش به دیوار آید
هل تا برود سرش به دیوار آید نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۸۳ - چه مژده بود که باد سحرگهی آورد
چه مژده بود که باد سحرگهی آورد سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۲۰۳ - به خدای ار گل بهار بوی
به خدای ار گل بهار بوی