سعدی : غزلیات
غزل ۳۷۹ - آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۳ - ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح مسعود بن حسن
مبارک است پگه روی پادشا دیدن
طغرای مشهدی : متفرقات
شماره ۳۱ - شد عیان بر همه کس بی سروسامانی من
شد عیان بر همه کس بی سروسامانی من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۵۵ - چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
مولوی : دفتر سوم
بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین
گفت اَمر آمد بُرو مُهْلَت تو را
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۰۲ - ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
خیام : رباعیات
رباعی ۳۶ - دریاب که از روح جدا خواهی رفت
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۴۹ - بشکست دلم زان دل چون سندانت
بشکست دلم زان دل چون سندانت
نظام قاری : مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)
بخش ۲۴ - رزم کمخا بصوف
سه روز و سه شب درهم آویختند
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۷۵ - خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای
خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای
مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۶۳ - ایام شادخواری
ای بسا شب که تا به روز سپید
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۱۴۶ - محمل از شهر به در می برد امروز کسی
محمل از شهر به در می برد امروز کسی
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۹۷ - سراپای وجودم، بسکه گم در عشق جانان شد
سراپای وجودم، بسکه گم در عشق جانان شد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۷۱ - زین بیش با فراق توأم ساختن نبود
زین بیش با فراق توأم ساختن نبود
مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۰۶ - گوید آن دلبر که چون هم دل شدی
گوید آن دِلْبَر که چون هم دل شُدی
عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۲۷ - خود را چو زخواب و خور نمیداری باز
خود را چو زخواب و خور نمیداری باز
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۰۰ - دل سوی او رفت جان هم گو برو
دل سوی او رفت جان هم گو برو
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۴۰ - عشق تو ز هر بی خبری خالی نیست
عشق تو ز هر بی خبری خالی نیست
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۶۸ - نشین به تخت دل ما و پادشاهی کن
نشین به تخت دل ما و پادشاهی کن