خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن درباره اهمیت پذیرش قضا و قدر الهی و عدم انکار آن است. شخصی به شهریار می‌گوید که اگر ادعای او باطل باشد، آماده است سرش را بدهد. او تأکید می‌کند که انکار قضا و قدر، حتی با داشتن هزاران عقل، نشانه کفر است. همچنین، متن اشاره می‌کند که وقتی قضا فرا می‌رسد، دانش و خرد به خواب می‌روند و حتی خورشید و ماه نیز تاریک می‌شوند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و فلسفی دارد. این مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را

گفت ای شَهْ بر منِ عورِ گدایْ
قولِ دُشمن مَشْنو از بَهرِ خدایْ ۱

گَر به بُطلان است دَعوی کردنَم
من نَهادم سَر، بِبُر این گَردنَم ۲

زاغْ کو حُکْمِ قَضا را مُنکِر است
گَر هزاران عقل دارد، کافِر است ۳

در تو تا کافی بُوَد از کافِران
جایِ گَنْد و شَهوتی چون کافِ ران ۴

من بِبینَم دام را اَنْدَر هوا
گَر نَپوشَد چَشمِ عقلَم را قَضا ۵

چون قَضا آید، شود دانش به خواب
مَهْ سِیَه گردد، بِگیرد آفتاب ۶

از قَضا این تَعبیه کِی نادر است؟
از قَضا دان، کو قَضا را مُنکِر است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد
گوهر بعدی:بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.