ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۴ - ابوعلی الفُضَیْل بن عِیاض
و از ایشان بود ابوعلی الفُضَیْل بن عِیاض و خراسانی بود از ناحیت مرو و گویند که مولدش بسمرقند بود و بباورد بزرگ شد و وفات وی بمکه بود اندر محرّم سنه سبع و ثمانین و مائه.
کلیم کاشانی : ترجیعات و ترکیبات
شمارهٔ ۳ - ترکیب بند در تهنیت نوروز و مدح شاه جهان
باد نوروزی ببستان مژده ها آورده است
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۳۹ - خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم
خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم
کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۱۷ - کتابه دولتخانه صفاپور
زهی دلکش بنای چرخ پایه
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - تاریخ کدخدائی و زن گرفتن شاه شجاع
ایدل از گلشن امید گل عیش بچین
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده است
فلک قد را نمی پرسی که گردون
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۳۹ - عصا و رعشه ای در دست از پیری بما مانده
عصا و رعشه ای در دست از پیری بما مانده
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - طالع وارون بر آن برگشته مژگان بسته ایم
طالع وارون بر آن برگشته مژگان بسته ایم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶ - تا با توام، از تو جان دهم آدم را
تا با توام، از تو جان دهم آدم را
ملک‌الشعرای بهار : مسمطات
اعلان جنگ
مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۵ - در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما
در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۰۰ - نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۸ - چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۷ - امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت
امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۶۲ - در این جهان دل خود را شکسته می بینم
در این جهان دل خود را شکسته می بینم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۹ - از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۹۶ - از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او
از حَلاوت‌ها که هست از خشم و از دُشنامِ او
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۲ - دگر بهار چمن را چه دلگشا کردست
دگر بهار چمن را چه دلگشا کردست
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۴ - ترک چشمت می کند آماجگه محراب را
ترک چشمت می کند آماجگه محراب را
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۱۱۶ - خطاب به نواب طهماسب میرزا
جلعت فداک: رفتی تو و رفت زندگانی افسوس.