خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و ناامیدی، تنهایی و بیپناهی سخن میگوید. شاعر از دردهای درونی، بیعدالتی و ناتوانی در رسیدن به آرزوها شکایت دارد و از مفاهیمی مانند مرگ، عشق ناکام و ناامیدی از جهان صحبت میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی، فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و ناامیدی نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارند.
غزل ۲۰۰ - نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
بمن آخر چه ازین عالم ایجاد رسد ۱
ای جرس تا بکی از ناله گلو پاره کنی
کس درین بادیه دیدیکه بفریاد رسد ۲
ایخوش آن صید که کس گر نرسد بر سر او
از پر تیر تواند که بصیاد رسد ۳
تیشه با سخت دلی می نهد انگشت بگوش
نتواند که بدرد دل فرهاد رسد ۴
بسکه از درددلم راه جهان مسدودست
شورش دجله نیارد که ببغداد رسد ۵
لذت کشته شدن شمع اگر دریابد
پر ز پروانه بگیرد بره باد رسد ۶
شانه از زلف تو خوش کامروا شد، ستم است
که دگر آب درین باغ بشمشاد رسد ۷
بعد مردن نشود نقد سخن از دگری
کاین نه مالیست که میراث باولاد رسد ۸
حیف باشد ره میخانه نمودن بکلیم
مپسندید که این ننگ بارشاد رسد ۹
بمن آخر چه ازین عالم ایجاد رسد ۱
ای جرس تا بکی از ناله گلو پاره کنی
کس درین بادیه دیدیکه بفریاد رسد ۲
ایخوش آن صید که کس گر نرسد بر سر او
از پر تیر تواند که بصیاد رسد ۳
تیشه با سخت دلی می نهد انگشت بگوش
نتواند که بدرد دل فرهاد رسد ۴
بسکه از درددلم راه جهان مسدودست
شورش دجله نیارد که ببغداد رسد ۵
لذت کشته شدن شمع اگر دریابد
پر ز پروانه بگیرد بره باد رسد ۶
شانه از زلف تو خوش کامروا شد، ستم است
که دگر آب درین باغ بشمشاد رسد ۷
بعد مردن نشود نقد سخن از دگری
کاین نه مالیست که میراث باولاد رسد ۸
حیف باشد ره میخانه نمودن بکلیم
مپسندید که این ننگ بارشاد رسد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹ - ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱ - اسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.