عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۳۹ - نه یار نوازد بکرم یک روزم
نه یار نوازد بکرم یک روزم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۴۱ - ای بی وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟
ای بی وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟ ملکالشعرای بهار : مسمطات
پند سعدی
پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۳۲ - خاکم بره پیک حریم حرم او
خاکم به ره پیک حریم حرم او عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۶ - دنیا نه مقام ماست نه جای نشست
دنیا نه مقام ماست نه جای نشست هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۲۲ - مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
مردم از درد و نگفتی دردمند ماست این محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۳۰ - در منقبت حضرت ابوالامه علی بن ابیطالب علیه السلام
چون در چمن چمان شد، آن شوخ سرو قامت عبید زاکانی : مثنویات
شمارهٔ ۲ - مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق
خدایا تا خم طاق دو رنگی عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۲۰ - در نصیحت
ای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۹۶ - مشکل غمیست عشق، که گفتن نمی توان
مشکل غمیست عشق، که گفتن نمیتوان عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۸۹ - یک غمت را هزار جان گفتم
یک غمت را هزار جان گفتم عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید
مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض سعدی : رباعیات
رباعی ۱۵ - آن شب که تو در کنار مایی روزست
آن شب که تو در کنار مایی روزست عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید
چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۸۸ - ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۰ - در عبرت
ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۵۰ - هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۸۵ - ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳ - فصل
و بباید دانست که این کتاب و لغت پهلوی بوده است و تا به روزگار امیر اجل عالم عادل، ناصرالدین ابو محمد نوح بن نصر السامانی – انار الله برهانه – هیچ کس ترجمه نکرده بود. امیر عالم نوح بن نصر فرمان داد خواجه عمید ابوالفوارس فناروزی را تا به زبان پارسی ترجمه کند و تفاوت و اختلالی که بدو راه یافته بود بردارد و درست و راست کند به تاریخ سنه تسع و ثلثین و ثلثمائه (۳۳۹). خواجه عمید ابوالفوراس رنج برگرفت و خاطر در کار آورد و این کتاب را به عبارت دری پرداخت. اما عبارت عظیم نازل بود و از تزیین و تحلی عاری و عاطل و با آنکه در وی مقال را فسحت و مجال را وسعت تنوق و تصنع بود، هیچ مشاطه این عروس را نیاراسته بود و در میدان فصاحت، مرکب عبارت نرانده و آن کلم حکم و ابکار و عذاری را حله نساخته بود و حیله نپرداخته و نزدیک بود که از صحایف ایام، تمام مدروس گردد و از حواشی روزگار بیکار محو شود و اکنون به فر دولت قاهره احیا پذیرفت و از سر طروات و رونق گرفت. عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۸ - در کنایه به کسی
در علم حساب ار زانک رای تو تبه باشد
رباعی ۳۹ - نه یار نوازد بکرم یک روزم
نه یار نوازد بکرم یک روزم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۴۱ - ای بی وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟
ای بی وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟ ملکالشعرای بهار : مسمطات
پند سعدی
پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۳۲ - خاکم بره پیک حریم حرم او
خاکم به ره پیک حریم حرم او عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۶ - دنیا نه مقام ماست نه جای نشست
دنیا نه مقام ماست نه جای نشست هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۲۲ - مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
مردم از درد و نگفتی دردمند ماست این محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۳۰ - در منقبت حضرت ابوالامه علی بن ابیطالب علیه السلام
چون در چمن چمان شد، آن شوخ سرو قامت عبید زاکانی : مثنویات
شمارهٔ ۲ - مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق
خدایا تا خم طاق دو رنگی عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۲۰ - در نصیحت
ای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۹۶ - مشکل غمیست عشق، که گفتن نمی توان
مشکل غمیست عشق، که گفتن نمیتوان عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۸۹ - یک غمت را هزار جان گفتم
یک غمت را هزار جان گفتم عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید
مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض سعدی : رباعیات
رباعی ۱۵ - آن شب که تو در کنار مایی روزست
آن شب که تو در کنار مایی روزست عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید
چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۸۸ - ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۰ - در عبرت
ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۵۰ - هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۸۵ - ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳ - فصل
و بباید دانست که این کتاب و لغت پهلوی بوده است و تا به روزگار امیر اجل عالم عادل، ناصرالدین ابو محمد نوح بن نصر السامانی – انار الله برهانه – هیچ کس ترجمه نکرده بود. امیر عالم نوح بن نصر فرمان داد خواجه عمید ابوالفوارس فناروزی را تا به زبان پارسی ترجمه کند و تفاوت و اختلالی که بدو راه یافته بود بردارد و درست و راست کند به تاریخ سنه تسع و ثلثین و ثلثمائه (۳۳۹). خواجه عمید ابوالفوراس رنج برگرفت و خاطر در کار آورد و این کتاب را به عبارت دری پرداخت. اما عبارت عظیم نازل بود و از تزیین و تحلی عاری و عاطل و با آنکه در وی مقال را فسحت و مجال را وسعت تنوق و تصنع بود، هیچ مشاطه این عروس را نیاراسته بود و در میدان فصاحت، مرکب عبارت نرانده و آن کلم حکم و ابکار و عذاری را حله نساخته بود و حیله نپرداخته و نزدیک بود که از صحایف ایام، تمام مدروس گردد و از حواشی روزگار بیکار محو شود و اکنون به فر دولت قاهره احیا پذیرفت و از سر طروات و رونق گرفت. عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۸ - در کنایه به کسی
در علم حساب ار زانک رای تو تبه باشد