محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۱۱ - روزی یکی نزدیک شیخ آمد و گفت ای شیخ آمده‌ام تا از اسرار حقّ چیزی با من نمایی شیخ گفت باز گرد تا فردا آن مرد بازگشت، شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند
روزی یکی نزدیک شیخ آمد و گفت ای شیخ آمده‌ام تا از اسرار حقّ چیزی با من نمایی شیخ گفت باز گرد تا فردا آن مرد بازگشت، شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند و در حقّه کردند و سر حقّه محکم کردند دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت ای شیخ آنچ وعده کردۀ بگوی. شیخ بفرمود تا آن حقّه را بوی دادند و گفت زینهار تا سر این حقّه باز نکنی مرد حقّه را برگرفت و بخانه رفت و سودای آنش بگرفت که آیا درین حقّه چه سر است؟ هر چند صبر کرد نتوانست، سر حقّه باز کرد و موش بیرون جست و برفت، مرد پیش شیخ آمد و گفت ای شیخ من از تو سر خدای تعالی طلب کردم تو موشی بمن دادی؟ شیخ گفت ای درویش ما موشی در حقّه بتو دادیم تو پنهان نتوانستی داشت سر خدای را باتو بگوییم چگونه نگاه خواهی داشت.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۱۰ - چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد
چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد
انوری : رباعیات
رباعی ۲۱۳ - گر بنده ز آب می‌بترسد شاید
گر بنده ز آب می‌بترسد شاید
اقبال لاهوری : رموز بیخودی
ولم یکن له کفواً احد
مسلم چشم از جهان بر بسته چیست؟
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۱۰ - درفکر حق و باطل خوردیم عبث خونها
درفکر حق و باطل خوردیم عبث خونها
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۹ - از غبار خط فزون شد روشنایی دیده را
از غبار خط فزون شد روشنایی دیده را
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۱۷ - نزدیک منی مرا مبین چون دوران
نزدیک منی مرا مبین چون دوران
اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۷ - ای خامه ی تو منهی سر ازل شده
ای خامه ی تو منهی سر ازل شده
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۱۰ - الولایه الکبری
عبارت آن بسیرت گر ثباتست
عطار نیشابوری : بخش هفتم
المقالة السّابعة
پسر گفتش که این کاری بلندست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۸ - چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا
چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۰۰ - نور رخ تو قمر ندارد
نور رخ تو قمر ندارد
هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۳۸- ابوالفوارس شاه بن شجاع الکرمانی، رضی اللّه عنه
و منهم: شاه شیوخ و تغیر از روزگار او منسوخ، ابوالفوارس شاه بن شجاع الکرمانی، رضی اللّه عنه
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۷ - عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد
عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۶۸ - دل در تو گمان بد بر دور از تو
دل در تو گمان بد بر دور از تو
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۶۵ - در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
در میانِ ظُلْمَتِ جانِ تو نورِ چیست آن
مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۶۵ - ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
ای زِ گُلْزارِ جَمالَت یاسَمَن پا کوفته
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۷۹ - ما چو قطع نظر از روی نکو نتوانیم
ما چو قطع نظر از روی نکو نتوانیم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۷۲ - ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
بهل ای دخترک این دلبری ها
بهل ای دخترک این دلبری ها