صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۳ - نیست شاه آن کس که او را تاج گوهر بر سرست
نیست شاه آن کس که او را تاج گوهر بر سرست مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۴۴ - کار جهان هر چه شود، کار تو کو؟ بار تو کو؟
کارِ جهان هر چه شود، کارِ تو کو؟ بارِ تو کو؟ اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
تو گفتی از حیات جاودان گوی
تو گفتی از حیات جاودان گوی آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۸ - آه از حسنین، کز جهان شیون و شین
آه از حسنین، کز جهان شیون و شین مولوی : دفتر اول
بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست
نَقْشِ درویش است او، نه اَهلِ نان فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۳۲ - گفتم بعشق غارت دلها چه میکنی
گفتم بعشق غارت دلها چه میکنی سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۴۱ - لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
لشکر شب رفت و صبح اندر رسید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶۵ - عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است
عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه
آن امام دین و سنت، آن مقتدای مذهب و ملت، آن جهان درایت و عمل، آن مکان کفایت بدل، آن صاحب تبع زمانه، آن صاحب ورع یگانه، آن سنی آخر و اول، امام به حق احمد حنبل رضی الله عنه، شیخ سنت و جماعت بود و امام دین و دولت و هیچ کس را در علم احادیث آن حق نیست که او را؛ و در ورع و تقوی و ریاضت وکرامت شأنی عظیم داشت و صاحب فراست و مستجاب الدعوه بود و جمله فرق او را مبارک داشته اند از غایت انصاف، و از آنچه بر او اقرار کردم مقدس و مبراست، تا حدی که پسرش یک روز معنی این حدیث میگفت که خمر طیبه آدم بیده. و در این معنی گفتند دست از آستین بیرون کرده بود. احمد گفت: چون سخن یدالله گویی به دست اشارت مکن. مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵۵ - ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶۲ - حق پرستی، قطره را در کار دریا کردن است
حق پرستی، قطره را در کار دریا کردن است عطار نیشابوری : باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
شماره ۲۲ - چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم
چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۸۹ - تا چند ز آه سینه دل چاک شوم
تا چند ز آه سینه دل چاک شوم مولوی : ترجیعات
بیست و یکم
هله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود
دوشم اسباب عیش نیکو بود نهج البلاغه : حکمت ها
لزوم اطاعت از امام
وَ قَالَ عليهالسلام لِعَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ فِي شَيْءٍ لَمْ يُوَافِقْ رَأْيَهُ لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَيَّ وَ أَرَى فَإِنْ عَصَيْتُكَ فَأَطِعْنِي آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۰۴ - دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی
دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۷۵ - دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده مولوی : غزلیات
غزل ۱۶۲ - تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را؟
تو مرا جان و جهانی چه کُنم جان و جهان را؟ اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۲ - مدح خواجه اثیر الدین تورانشاه
میان در بست اقبال آگهی را
شماره ۳۳ - نیست شاه آن کس که او را تاج گوهر بر سرست
نیست شاه آن کس که او را تاج گوهر بر سرست مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۴۴ - کار جهان هر چه شود، کار تو کو؟ بار تو کو؟
کارِ جهان هر چه شود، کارِ تو کو؟ بارِ تو کو؟ اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
تو گفتی از حیات جاودان گوی
تو گفتی از حیات جاودان گوی آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۸ - آه از حسنین، کز جهان شیون و شین
آه از حسنین، کز جهان شیون و شین مولوی : دفتر اول
بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست
نَقْشِ درویش است او، نه اَهلِ نان فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۳۲ - گفتم بعشق غارت دلها چه میکنی
گفتم بعشق غارت دلها چه میکنی سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۴۱ - لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
لشکر شب رفت و صبح اندر رسید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶۵ - عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است
عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه
آن امام دین و سنت، آن مقتدای مذهب و ملت، آن جهان درایت و عمل، آن مکان کفایت بدل، آن صاحب تبع زمانه، آن صاحب ورع یگانه، آن سنی آخر و اول، امام به حق احمد حنبل رضی الله عنه، شیخ سنت و جماعت بود و امام دین و دولت و هیچ کس را در علم احادیث آن حق نیست که او را؛ و در ورع و تقوی و ریاضت وکرامت شأنی عظیم داشت و صاحب فراست و مستجاب الدعوه بود و جمله فرق او را مبارک داشته اند از غایت انصاف، و از آنچه بر او اقرار کردم مقدس و مبراست، تا حدی که پسرش یک روز معنی این حدیث میگفت که خمر طیبه آدم بیده. و در این معنی گفتند دست از آستین بیرون کرده بود. احمد گفت: چون سخن یدالله گویی به دست اشارت مکن. مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵۵ - ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶۲ - حق پرستی، قطره را در کار دریا کردن است
حق پرستی، قطره را در کار دریا کردن است عطار نیشابوری : باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
شماره ۲۲ - چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم
چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۸۹ - تا چند ز آه سینه دل چاک شوم
تا چند ز آه سینه دل چاک شوم مولوی : ترجیعات
بیست و یکم
هله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود
دوشم اسباب عیش نیکو بود نهج البلاغه : حکمت ها
لزوم اطاعت از امام
وَ قَالَ عليهالسلام لِعَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ فِي شَيْءٍ لَمْ يُوَافِقْ رَأْيَهُ لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَيَّ وَ أَرَى فَإِنْ عَصَيْتُكَ فَأَطِعْنِي آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۰۴ - دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی
دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۷۵ - دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده مولوی : غزلیات
غزل ۱۶۲ - تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را؟
تو مرا جان و جهانی چه کُنم جان و جهان را؟ اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۲ - مدح خواجه اثیر الدین تورانشاه
میان در بست اقبال آگهی را