رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۵۵ - آتشی بنشاند از تن تفت و تیز
آتشی بنشاند از تن تفت و تیز
عنصری بلخی : رباعیات
شماره ۵۵ - با روز رخ تو گرچه ای دوست چو ماه
با روز رخ تو گرچه ای دوست چو ماه
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۵۲ - عشق‌بازان جمله گلچین گستان تواند
عشق‌بازان جمله گلچین گستان تواند
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵۳ - اندر طلب دوست همی بشتابم
اندر طلب دوست همی بشتابم
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۳۴ - این طارم بی‌قرار ازرق
این طارم بی‌قرار ازرق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۳ - گفتم پس از آنهمه طلبهای درست
گفتم پس از آنهمه طلبهای درست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۷۱۴ - نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی
نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۱۳ - بلبل ز پی گل غزلی تر می گفت
بلبل ز پی گل غزلی تر می گفت
رشیدالدین میبدی : ۴۵- سورة الجاثیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلى‏ شَرِیعَةٍ اى بعد اختلاف اهل الکتاب جعلناک یا محمد على طریقة و منهج مِنَ الْأَمْرِ اى من الدین و قیل على ملّة مشروعة من امرنا الذى امرناه من قبلک من رسلنا و قیل من الامر الذى انت بصدده.
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
رسیدن آذین از ویش به رامین
خوشا بادا که از مشرق در آید
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۹۳ - ای سنبلهٔ زلف تو خرمن زده بر ماه
ای سنبلهٔ زلف تو خرمن زده بر ماه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۱ - مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب ها
مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب ها
مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۲۹ - ناح الحمام بذاتها
ناح الحمام بذاتها
عطار نیشابوری : بخش بیست و هفتم
الحكایة و التمثیل
چون تجلی بر رخ موسی فتاد
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست
جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۴ - عاشق شدن جوانی از ثقیف به لیلی و نکاح کردن آن دو
گوهر کش این علاقهٔ در
زرتشت : خرده اوستا
آفرینگان گهنبار
1 « یثه آهو ویریو . . . » « اَشم وهو . . . » من خستویم که مزدا پرست زرتشتی ، دیو ستیز و اهورایی کیشم . هاونگاه : ردان روز و گاهها و ماه وسال و جشنهای سال ( گهنبار ها) را ستایش و نیایش و خشنودی وآفرین ! خشنودی ردان بزرگوار اشونی ، ردان روز و گاهها و ماه و سال و جشنهای سال گهنبارها را که در میان همه ی ردان اشونی ، مهترین ردانند .
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر طغرل تکین
از در شاهی در طغرل تکین
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۸۶ - شهر ابله
و شهر ابله که برکنار نهر است و نهر بدان موسوم است شهری آبادان دیدم با قصرها وبازارها و مساجد و اربطه که آن را حد و وصف نتوان کرد و اصل شهر برجانب شمال نهر بود و از جانب جنوب نیز محلت‌ها و مساجد و اربطه و بازارها بود و بناهای عظیم بود چنان که از آن نزه تر در عالم نباشد و آن را شق عثمان می‌گفتند و شط بزرگ که آن فرات و دجله است و آن را شط العرب گویند بر مشرقی ابله است و نهر بر جنوبی و نهر ابله و نهر معقل به بصره به رسیده‌اند و شرح آن در مقدمه گفته آمده است، و بصره را بیست ناحیت است که در هر ناحیت مبالغی دیه‌ها و مزارع بود.
جامی : سلسلةالذهب
بخش ۸ - در مذمت کم آزاری و نکوهش آزار مسلمانان
ترک آزار کردن خواجه