خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر در مدح و ستایش شخصی است که در نظم و نثر مهارت بالایی دارد و آثارش مانند آب حیات و اعجاز مسیحا توصیف شدهاست. همچنین، اشارهای به تأثیرگذاری و زیبایی آثار او بر دیگران مانند طوطی و بلبل شدهاست. در پایان، شاعر از غیرت و حسادت دیگران سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم ادبی پیچیده و استعارههای عمیق است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
شماره ۸۲ - آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا میکرد
آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا میکرد
کاش بر صفحه نظم تو تماشا میکرد ۱
نظم و نثر تو یقین آب حیات ابد است
که سکندر، دمی از خضر تمنا میکرد ۲
طوطی از خامه تو شکر انشا میخورد
بلبل از نامه تو خواهش املا میکرد ۳
در پی رسم تقاضات علی الرسم لبم
بعد مدح از دهنت بوسه تقاضا میکرد ۴
شاه از پیل پیاده کند، از اسب وزیر
آنکه عالم همه مات رخ زیبا میکرد ۵
فیض روحالقدس اندر قلم قدرت اوست
زان که گاه سخن اعجاز مسیحا میکرد ۶
دل صدفوار، پر از معنی گوهر، بد از آن
سینه صافی ما صنعت دریا میکرد ۷
سوختم از شرر آتش غیرت «حاجب»
مدعی گر هوس سوختن ما میکرد ۸
کاش بر صفحه نظم تو تماشا میکرد ۱
نظم و نثر تو یقین آب حیات ابد است
که سکندر، دمی از خضر تمنا میکرد ۲
طوطی از خامه تو شکر انشا میخورد
بلبل از نامه تو خواهش املا میکرد ۳
در پی رسم تقاضات علی الرسم لبم
بعد مدح از دهنت بوسه تقاضا میکرد ۴
شاه از پیل پیاده کند، از اسب وزیر
آنکه عالم همه مات رخ زیبا میکرد ۵
فیض روحالقدس اندر قلم قدرت اوست
زان که گاه سخن اعجاز مسیحا میکرد ۶
دل صدفوار، پر از معنی گوهر، بد از آن
سینه صافی ما صنعت دریا میکرد ۷
سوختم از شرر آتش غیرت «حاجب»
مدعی گر هوس سوختن ما میکرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - گر، رعیت را، به ظاهر لطفِ شه میپرورد
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - هست مرد را، ترک می بعید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.