فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۵ - ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۹۷ - فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن
فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن
فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۴۶ - مهرت سرشته حق در آب و گل من
مهرت سرشته حق در آب و گل من
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۵۹۷ - عاشقی کز عشق او دم می زند
عاشقی کز عشق او دم می زند
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۵۹ - نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند
نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند
مولوی : غزلیات
غزل ۶ - بگریز ای میر اجل، از ننگ ما، از ننگ ما
بُگْریز ای میرِ اَجَل، از نَنْگِ ما، از ننگِ ما
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۸ - برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۲۸ - چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳ - آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۶۳ - فی المرثیه
گر حسین تشنه در راه خدا فانی نبود
مولوی : فیه ما فیه
فصل شصت و هشتم - میان بنده و حق حجاب همين دوست و باقی حجب ازین دو ظاهر میشود
میان بنده و حق حجاب همين دوست و باقی حجب ازین دو ظاهر میشود و آن صحّت است و مال آنکس که تن درستست میگوید خدا کو من نمیدانم و نمیبینم همين که رنجش پیدا میشود آغاز میکند که یااللّه یااللّه و بحق همراز و همسخن میگردد پس دیدی که صحّت حجاب او بود، و حقّ زیر آن درد پنهان بود، و چندانک آدمی را مال و نوا هست اسبب مرادات مهیاّ میکند و شب و روز بآن مشغولست همين که بینواییش رو نمود نفس ضعیف گشت و گرد حق گردد: مستیّ و تهی دستیت آورد بمن من بندهٔ مستی و تهی دستی تو حقّ تعالی فرعون را چهارصد سال عمر و ملک و پادشاهی و کامروایی داد جمله حجاب بود که او را از حضرت حقّ دور میداشت یک روزش بی مرادی و درد سر نداد تا نبادا که حقّ را یادآرد گفت تو بمراد خود مشغول میباش و ما را یاد مکن شبت خوش باد. از ملکت سير شد سلیمان وایّوب نگشت از بلاسير
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳۷ - از عشق تو من بلند قد می‌گردم
از عشق تو من بلند قد می‌گردم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۵۷۲ - کرمش گنج بی کران باشد
کرمش گنج بی کران باشد
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۶۶ - آنجا که سراپردهٔ اجلال جلال
آنجا که سراپردهٔ اجلال جلال
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۱ - در مدح جناب شریعتمدار حجة‌الاسلام آقا محمد مهدی کلباسی گوید
ای زلف یار من از بس معنبری
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۰۹ - تا که بر طور دل این آتش سودازده ایم
تا که بر طور دل این آتش سودازده ایم
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۸۶ - از حیات آنچه ترا صرف به طاعات شود
از حیات آنچه ترا صرف به طاعات شود
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۹۲ - گر پذیری تو ز من جان چه شود
گر پذیری تو ز من جان چه شود
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۶۴ - رفیق بد
به روزی مبارک ز ماه صیام
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۳۳ - اگر بر خاک کویت گرد گردم
اگر بر خاک کویت گرد گردم