صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۶۳ - زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۷۶ - عاشقانی که عشق می بازند
عاشقانی که عشق می بازند وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۱۷ - به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۵ - ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو
ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو عطار نیشابوری : باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
شماره ۳۲ - هر ذره که در وادی و در کهساریست
هر ذره که در وادی و در کهساریست شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۸۹ - برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور
برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۲۷ - گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیر
گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۴ - ما عاشقیم و رند، خرابات گوی ماست
ما عاشقیم و رند، خرابات گوی ماست رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۶ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلًا الآیة... جلیل است و جبّار خداى جهانیان، کریم و غفّار، نامدار، رهىدار، مهربان، واحد و احد در نام و نشان، بکرم خویش نوازنده بندگان، بفضل خویش سازنده کار ایشان، پیدا کننده نور عنایت خویش بر دوستان، و آراینده دوستان خویش بلباس احسان. خداوندى بخشاینده، و بر بخشودن پاینده، و هر کس را بر خویش نماینده، هر کس را چنان که سزاى اوست، و بقدر و اندازه و روش اوست، و از هر کس آن درخواهد که در وسع و توان اوست. نهبینى که مستضعفان راه شریعت را چون رخصت نمود بنکاح کنیزک، گفت: اگر از طول حرّه درمانید، و آرزوى نکاح پدید آید، کنیزک را بزنى کنید، و شهوت خویش را مدافعت مکنید، چون نمیتوانید و سنّت ایشان را مدد میدهد که: «الدّنیا متاع، و خیر متاع الدّنیا المرأة الصّالحة»، و «تزوّجوا الودود الولود، فانّى مکاثر بکم الأمم»، «وعلیکم بالأبکار فانّهنّ اعذب افواها، و انتق ارحاما، و ارضى بالیسیر.» امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر
ای شهٔ مشرق شده چون آفتاب عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوح
دانی که چون رسد بجهان نور آفتاب اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
وجودش شعله از سوز درون است
وجودش شعله از سوز درون است مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۴۱ - گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟
گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟ اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۸۱ - شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۶ - دنیا که حیاتش همه جنگ و جدل است
دنیا که حیاتش همه جنگ و جدل است فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۲۶ - با فکر تو موافق ناموس انقلاب
با فکر تو موافق ناموس انقلاب ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۵۰ - ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۴ - دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد
دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۳۹ - تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد
تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۲۷ - سخن بگوی که شیرین لب و شکردهنی
سخن بگوی که شیرین لب و شکردهنی
غزل ۲۱۶۳ - زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۷۶ - عاشقانی که عشق می بازند
عاشقانی که عشق می بازند وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۱۷ - به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۵ - ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو
ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو عطار نیشابوری : باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
شماره ۳۲ - هر ذره که در وادی و در کهساریست
هر ذره که در وادی و در کهساریست شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۸۹ - برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور
برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۲۷ - گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیر
گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۴ - ما عاشقیم و رند، خرابات گوی ماست
ما عاشقیم و رند، خرابات گوی ماست رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۶ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلًا الآیة... جلیل است و جبّار خداى جهانیان، کریم و غفّار، نامدار، رهىدار، مهربان، واحد و احد در نام و نشان، بکرم خویش نوازنده بندگان، بفضل خویش سازنده کار ایشان، پیدا کننده نور عنایت خویش بر دوستان، و آراینده دوستان خویش بلباس احسان. خداوندى بخشاینده، و بر بخشودن پاینده، و هر کس را بر خویش نماینده، هر کس را چنان که سزاى اوست، و بقدر و اندازه و روش اوست، و از هر کس آن درخواهد که در وسع و توان اوست. نهبینى که مستضعفان راه شریعت را چون رخصت نمود بنکاح کنیزک، گفت: اگر از طول حرّه درمانید، و آرزوى نکاح پدید آید، کنیزک را بزنى کنید، و شهوت خویش را مدافعت مکنید، چون نمیتوانید و سنّت ایشان را مدد میدهد که: «الدّنیا متاع، و خیر متاع الدّنیا المرأة الصّالحة»، و «تزوّجوا الودود الولود، فانّى مکاثر بکم الأمم»، «وعلیکم بالأبکار فانّهنّ اعذب افواها، و انتق ارحاما، و ارضى بالیسیر.» امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر
ای شهٔ مشرق شده چون آفتاب عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوح
دانی که چون رسد بجهان نور آفتاب اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
وجودش شعله از سوز درون است
وجودش شعله از سوز درون است مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۴۱ - گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟
گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟ اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۸۱ - شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۶ - دنیا که حیاتش همه جنگ و جدل است
دنیا که حیاتش همه جنگ و جدل است فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۲۶ - با فکر تو موافق ناموس انقلاب
با فکر تو موافق ناموس انقلاب ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۵۰ - ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۴ - دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد
دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۳۹ - تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد
تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۲۷ - سخن بگوی که شیرین لب و شکردهنی
سخن بگوی که شیرین لب و شکردهنی