خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با اشاره به ماه رمضان و طلب ثواب، از آتش عشق و تأثیر آن بر دلش مینالد. همچنین، از ناامیدی و بیپاسخی در عشق شکایت کرده و به زیبایی معشوق و حجابهای معنوی اشاره میکند. در پایان، از خطاهای عشق و تأثیر آن بر وجودش میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و حجابهای معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۴۳ - ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
ماه رمضان است بکن کار ثوابی ۱
در سینه ندانم که چه کرد آتش عشقت
از ناله خود می شنوم بوی کبابی ۲
صد حرف زند در عوض یک سخن غیر
و آنگاه سوالی که نیرزد به جوابی ۳
آن زرد گیاهیم که در دشت محبت
یک بار به ما سایه نینداخت سحابی ۴
تا بو که به وجهی نگرم روی تو پیوست
دارم به هم آمیخته بیداری و خوابی ۵
مگذار که خط گرد عذار تو زند پر
هم جلوه طاووس دریغ است غرابی ۶
انوار شهود تو به روی تو حجاب است
زانم چه که امروز برافکنده نقابی ۷
ناوک به سوی مدعی افکند و به من خورد
این است خطائی که بود به ز صوابی ۸
یغما عجب ار خاک وجودت نبرد باد
از چشم و دل این گونه که در آتش و آبی ۹
ماه رمضان است بکن کار ثوابی ۱
در سینه ندانم که چه کرد آتش عشقت
از ناله خود می شنوم بوی کبابی ۲
صد حرف زند در عوض یک سخن غیر
و آنگاه سوالی که نیرزد به جوابی ۳
آن زرد گیاهیم که در دشت محبت
یک بار به ما سایه نینداخت سحابی ۴
تا بو که به وجهی نگرم روی تو پیوست
دارم به هم آمیخته بیداری و خوابی ۵
مگذار که خط گرد عذار تو زند پر
هم جلوه طاووس دریغ است غرابی ۶
انوار شهود تو به روی تو حجاب است
زانم چه که امروز برافکنده نقابی ۷
ناوک به سوی مدعی افکند و به من خورد
این است خطائی که بود به ز صوابی ۸
یغما عجب ار خاک وجودت نبرد باد
از چشم و دل این گونه که در آتش و آبی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - زاهدم می دهد از سلسله زلف تو پندی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - صدنامه نوشتیم وز صدر تو خطابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.