این متن به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند گذر زمان، مرگ، زندگی، عشق و رنج میپردازد. شاعر از سفر هزارساله از وجود تا عدم سخن میگوید، اما اشاره میکند که این سفر برای جان فقط یک قدم است. او از ارزش زندگی و مرگ سخن میگوید و بیان میکند که اگر کسی از دهان معشوق آب زندگی بنوشد، مرگ هزاربار برایش بیاهمیت است. همچنین، شاعر از ناتوانی زبان در بیان درد دل و ضرورت شکرگزاری برای نعمتها سخن میگوید. در پایان، او به عشق و رنج اشاره میکند و میگوید که کشتن او با تیغ جور، نه ستم بلکه نهایت کرم است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند مرگ و رنج ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۳۴۴ - هزار سال سفر از وجود تا عدم است
ولی چو بر سر جان پا نهیم یک قدم است ۱
کسی که از دهنت آب زندگی ره برد
هزار بار بمیرد ز مردنش چه غم است ۲
چو سبزه گر ههه روی زمین زبان گردد
که شرح درد دل ما دهد هنوز کم است ۳
بشکر نعمت وصلت زبان جان باید
زبان ما نه سزاوار شکر این نعم است ۴
کنون که درد مرا جز هلاک درمان نیست
گرم کشی نه ستم بلکه غایت کرم است ۵
تو شاه حسنی و اهلی خراب کشتن خود
به تیغ جور اگر او را نمیکشی ستم است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.