مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا
قوم گُفتندَش که هین این جا مَخُسب
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وام‌داران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی
حاجَتِ خود گَر نگفتی آن فَقیر
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به کام خود دگر آن کهنه می ریز
به کام خود دگر آن کهنه می ریز
نشاط اصفهانی : مفردات
شماره ۳ - بینم ز قفس جانب گلزار چو مرغی
بینم ز قفس جانب گلزار چو مرغی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۲۱ - مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد
مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۱۳ - خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۸۶ - عشق کو تا (به) نم اشک نظر تازه کنیم
عشق کو تا (به) نم اشک نظر تازه کنیم
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۱۲ - لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۲ - قطعه در تعریف شاعر نامی شیرین‌سخن صائب
در خواب گشت صائب ظاهر به چشم جانم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۵۳ - حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است
حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است
سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۱۵ - ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار
ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۳۵ - ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصال
ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصال
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۰۹ - ما رند خراباتی و معشوق پرستیم
ما رند خراباتی و معشوق پرستیم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۶۴ - چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید
چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۱۲۳ - ز راستی نبود شاخه‌های بی بر را
ز راستی نبود شاخه‌های بی بر را
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۶۰ - ای گمشده دل کجات جویم
ای گمشده دل کجات جویم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۶۹ - ساغر می دور از آن لبها اگر یک دم شود
ساغر می دور از آن لبها اگر یک دم شود
عطار نیشابوری : بخش بیست و یکم
الحكایة و التمثیل
در رهی داود طائی بی قرار
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ - ‌در ستایش امیرکبیر میرز تقی خان رحمه‌آلله فرماید
یازده ماه ‌کند روزه به هر سال سفر
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۶۰ - ای رفعت و شان فروترین پایه تو
ای رفعت و شان فروترین پایه تو