سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
اندر طلب بهشت به سالوسی
مرغ و حور از بهشت ابدانست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۶۷ - هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟
هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟
عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة»
این سخن باشد بقول مصطفی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۵۶ - ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - ای آنکه بمن ز من تو نزدیکتری
ای آنکه بمن ز من تو نزدیکتری
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۶١ - اگر کار ابن یمین را فلک
اگر کار ابن یمین را فلک
صغیر اصفهانی : ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی
شمارهٔ ۷۶ - تاریخ وفات محروم میرزا محمد جعفر شیرازی
جعفر آن کز بادهٔ وصل خدا سرشار شد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - بی صبر نصیب کس در این مایده نیست
بی صبر نصیب کس در این مایده نیست
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۵۳ - من بیچاره سودا زده سرگردانم
من بیچاره سودا زده سرگردانم
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۴۳ - این ره نبرد مگر به سر ناپاکی
این ره نبرد مگر به سر ناپاکی
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۰۸ - بوره ای روی تو باغ بهارم
بوره ای روی تو باغ بهارم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۵۷ - مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش
مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش
رهی معیری : چند قطعه
جانانه دشتی
مستیم و خرابیم ز پیمانه دشتی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٨۵ - پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۸۹ - گرد راه تو جلوه پرداز است
گرد راه تو جلوه پرداز است
سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید
گفتم ای ایزد سرشته ز نور
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴ - ابن یمین اگر همه عالم بکام تست
ابن یمین اگر همه عالم بکام تست
آذر بیگدلی : حکایات
شماره ۴ - بجایش یکی باغ دیدم شگرف
بجایش یکی باغ دیدم شگرف
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۳۲۲ - سلم و قارن در باختر
وز آن جا سپه را سر اندر کشید