حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۰۴ - چون لب نایی و نی، پرده سرایان من و تو
چون لب نایی و نی، پرده سرایان من و تو حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۸۶ - مرا با دوست کاری اوفتاده ست
مرا با دوست کاری اوفتاده ست سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود
ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۸ - انعمالله صباح ای پسرا
انعمالله صباح ای پسرا مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۴۲ - چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
چهره شَرمگینِ تو بِسْتَد شَرمْگانِ من سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت ۱۱ - در جامع بَعْلَبَکَّ وقتی کلمهای همیگفتم به طریقِ وعظ با جماعتی افسرده
در جامع بَعْلَبَکَّ وقتی کلمهای همیگفتم به طریقِ وعظ با جماعتی افسرده، دل مرده، ره از عالمِ صورت به عالمِ معنی نبرده. نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۱ - از سعی زمانه کار من نفزاید
از سعی زمانه کار من نفزاید عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۲۸ - مائیم به امر، پای ناآورده
مائیم به امر، پای ناآورده هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۳۰ - سبحانالله! چه شکل موزونست این؟
سبحانالله! چه شکل موزونست این؟ سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - این سوگند نامه رادر نیشابور گفته است
گشاد صورت دولت بشکر شاه دهان حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۳۹ - بر در میکده درویش بنه پای طلب
بر در میکده درویش بنه پای طلب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۸۷ - محو دیدارم و دیدار نمی دانم چیست
محو دیدارم و دیدار نمی دانم چیست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۱۵ - به دوستی نوشته
سرکار آجودان باشی از نگارستان به شارستان فرمود، و کاخ شبستان و شاخ سرابستان را از روی بهارین و رای نگارین آب چمن و رنگ گلستان بخشید. مرا در پرده به خویش خواند و بی پرده بر این بنوره سخن آراست که امروز از همه یاران کهنه و نو قاآنی و تو مرا نزدیکترانید و با پیمان من از پیوند دور و نزدیک بر کران. من هم به دیده یکتائی در هر دو نگریسته ام و در راه و روش بر ساز و سامانی دیگر زیسته خوی خوش و انداز نیک و سرشت پاک و فر گوهر و دیگر مردمی های شما را در فرگاه امیر و بزرگان لشکر و دیگر جای چونانکه باید گفته ام و پاسخ های نغز و دلخواه شنفته، همه دانند اکنون از در راستی و درستی مردم یک خانه ایم و هر سه پرواز اندیش یک آشیانه. ترک و تاز یک شما را از من دانند و روشن و تاریک مرا از شما خوانند. هرگونه امید و خواهش که مرا بازوی ساختن است و نیروی پرداختن، بی بوک و مگر بگوئید و بجوئید تا جائی که پای رفتن باشد و یارای جستن چاراسبه خواهم تاخت و ده مرده خواهم ساخت. اگر خدای نخواسته انجام آنرا خدای نخواست، کوشش بی سپاس من و دانش کارشناس شما پوزش اندیش بی گناهی من خواهد بود و هیچ یک را گمان تن آسائی و کوتاهی نخواهد رفت. مولوی : رباعیات
رباعی ۲۲۱ - با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
با تو سخنان بیزبان خواهم گفت سعدی : مثنویات
شماره ۱۷ - سگ بر آن آدمی شرف دارد
سگ بر آن آدمی شرف دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۲۶ - نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟
نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟ الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۶۵ - مرا چون غنچه هر دم چاک دل از چاک می جوشد
مرا چون غنچه هر دم چاک دل از چاک می جوشد یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۴۴ - هنگام رفت و رجوع دولت ایران خدای خلدالله ملکه، ادراک شهود مبارک را شرط طلب و فرط
هنگام رفت و رجوع دولت ایران خدای خلدالله ملکه، ادراک شهود مبارک را شرط طلب و فرط پژوهش اقامت رفت. سرانجامم شاخ تمنا گل ناکامی شکفت و غنچه تفقد را نکهت محرومی دمید، بارها جنایت قدیم را ترتیب بیانی خواستم، میثاق کهن را تشبیب پیمانی چون کارها خلاف مراد است، توفیق نگارش کتابم نیفتاد و مجال تعلیق جواب و سئوالی نشد. ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶ - ای شیر سرافراز زبردست خدا
ای شیر سرافراز زبردست خدا
شماره ۳۰۴ - چون لب نایی و نی، پرده سرایان من و تو
چون لب نایی و نی، پرده سرایان من و تو حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۸۶ - مرا با دوست کاری اوفتاده ست
مرا با دوست کاری اوفتاده ست سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود
ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۸ - انعمالله صباح ای پسرا
انعمالله صباح ای پسرا مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۴۲ - چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
چهره شَرمگینِ تو بِسْتَد شَرمْگانِ من سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت ۱۱ - در جامع بَعْلَبَکَّ وقتی کلمهای همیگفتم به طریقِ وعظ با جماعتی افسرده
در جامع بَعْلَبَکَّ وقتی کلمهای همیگفتم به طریقِ وعظ با جماعتی افسرده، دل مرده، ره از عالمِ صورت به عالمِ معنی نبرده. نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۱ - از سعی زمانه کار من نفزاید
از سعی زمانه کار من نفزاید عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۲۸ - مائیم به امر، پای ناآورده
مائیم به امر، پای ناآورده هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۳۰ - سبحانالله! چه شکل موزونست این؟
سبحانالله! چه شکل موزونست این؟ سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - این سوگند نامه رادر نیشابور گفته است
گشاد صورت دولت بشکر شاه دهان حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۳۹ - بر در میکده درویش بنه پای طلب
بر در میکده درویش بنه پای طلب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۸۷ - محو دیدارم و دیدار نمی دانم چیست
محو دیدارم و دیدار نمی دانم چیست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۱۵ - به دوستی نوشته
سرکار آجودان باشی از نگارستان به شارستان فرمود، و کاخ شبستان و شاخ سرابستان را از روی بهارین و رای نگارین آب چمن و رنگ گلستان بخشید. مرا در پرده به خویش خواند و بی پرده بر این بنوره سخن آراست که امروز از همه یاران کهنه و نو قاآنی و تو مرا نزدیکترانید و با پیمان من از پیوند دور و نزدیک بر کران. من هم به دیده یکتائی در هر دو نگریسته ام و در راه و روش بر ساز و سامانی دیگر زیسته خوی خوش و انداز نیک و سرشت پاک و فر گوهر و دیگر مردمی های شما را در فرگاه امیر و بزرگان لشکر و دیگر جای چونانکه باید گفته ام و پاسخ های نغز و دلخواه شنفته، همه دانند اکنون از در راستی و درستی مردم یک خانه ایم و هر سه پرواز اندیش یک آشیانه. ترک و تاز یک شما را از من دانند و روشن و تاریک مرا از شما خوانند. هرگونه امید و خواهش که مرا بازوی ساختن است و نیروی پرداختن، بی بوک و مگر بگوئید و بجوئید تا جائی که پای رفتن باشد و یارای جستن چاراسبه خواهم تاخت و ده مرده خواهم ساخت. اگر خدای نخواسته انجام آنرا خدای نخواست، کوشش بی سپاس من و دانش کارشناس شما پوزش اندیش بی گناهی من خواهد بود و هیچ یک را گمان تن آسائی و کوتاهی نخواهد رفت. مولوی : رباعیات
رباعی ۲۲۱ - با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
با تو سخنان بیزبان خواهم گفت سعدی : مثنویات
شماره ۱۷ - سگ بر آن آدمی شرف دارد
سگ بر آن آدمی شرف دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۲۶ - نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟
نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟ الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۶۵ - مرا چون غنچه هر دم چاک دل از چاک می جوشد
مرا چون غنچه هر دم چاک دل از چاک می جوشد یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۴۴ - هنگام رفت و رجوع دولت ایران خدای خلدالله ملکه، ادراک شهود مبارک را شرط طلب و فرط
هنگام رفت و رجوع دولت ایران خدای خلدالله ملکه، ادراک شهود مبارک را شرط طلب و فرط پژوهش اقامت رفت. سرانجامم شاخ تمنا گل ناکامی شکفت و غنچه تفقد را نکهت محرومی دمید، بارها جنایت قدیم را ترتیب بیانی خواستم، میثاق کهن را تشبیب پیمانی چون کارها خلاف مراد است، توفیق نگارش کتابم نیفتاد و مجال تعلیق جواب و سئوالی نشد. ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶ - ای شیر سرافراز زبردست خدا
ای شیر سرافراز زبردست خدا