متن بالا بیانگر دلتنگی و ناکامی نویسنده در انجام برخی کارها مانند نوشتن کتاب و پاسخ به سوالات است. او از غیبت طولانی و دشواریهای زندگی میگوید و اشاره میکند که در این مدت، سی و دو غزل از دیوان «حقایق» با عنوان «تذکره الارواح» یافته و در پی یافتن بقیه است. همچنین، او بر اهمیت حفظ اسرار و عدم افشای آنها به نامحرمان تاکید دارد. متن با اشاره به سرما و محدودیتهای ناشی از آن به پایان میرسد.
متن دارای واژگان و مفاهیم پیچیده ادبی و عرفانی است که درک آنها نیاز به دانش و تجربه کافی دارد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان نامفهوم باشد.
شماره ۴۴ - هنگام رفت و رجوع دولت ایران خدای خلدالله ملکه، ادراک شهود مبارک را شرط طلب و فرط
امروز سواری دو آشنا را پی سپر دیدم بدین مختصر نشر ذریعت و بسط ضراعتی ملزوم ذمت بندگی آمد پس از غیبت بندگان شعری سرکار آقا چهل روزه صلای ضیافت زد و یکساله تکلیف اقامت فرمود. او را به ارادت یار دلم نه بار دل، و مرا به عنایت گنج روان است نه رنج روان، تا ببینم سرانجام چه خواهد بودن.
درین دیر انجام غیبت چیزی که املاق بی اغراق سرکار سردار اعلی الله مقامه شهود می شد، خالی از تازگی و تحقیق نیست. سی و دو غزل از دیوان حقایق عنوانش که مسمی به تذکره الارواح است به دست آمده، تتمه را نیز طالب و پویانم و راغب و جویان. تاکی به مراد پیوندم و درتنگنای حسرت گشاد افتد غزلی که حماسه و تحقیق در هم سرشته، نیاز شهود مبارک نوشته شد. هر کرا در شمار ارواح مکرم دانی بر او بخوان و از نامحرم نهان دار که حسب الوصیه به مطالعت و اصغای آن بر هفتاد و دو ملت حرام است، گوش نامحرم نباشد، جای پیغام و سروش، غلبات سرما مجال اطالت ندهد و اگر نیز دهد جز ملالت چه ثمر خواهد داد، بقیت مکنونات که تفصیل شوق وتطویل صفات به ادراک عالی حوالت است.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.