ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۷۸ - نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری رهی معیری : غزلها - جلد چهارم
کیان اندوه
نی افسرده ای هنگام گل روید ز خاک من ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانه
قدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ی ما سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۱ - کارها این مشکل است این کارها
کارها این مشکل است این کارها بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۰۴ - بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۳ - آنان که در طلب به پی دل نمی رسند
آنان که در طلب به پی دل نمی رسند رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۲۵ - قادری هندوستانی
اسمش محمد، لقبش داراشکوه، پسر بزرگ و ولیعهد شاه جهان پادشاه هندوستان بوده. بالاخره اورنگ زیب برادر کوچک وی برو خروج کرده، پس از استیلا او را به قتل آورده. اگرچه سلطان و سلطان زاده بوده، اما تحصیل مقامات عرفانیه مینمود. با سعیدای سرمد دوستی داشت و با ملاشاه بدخشانی ارادت و اخلاص میورزید و چون سلسلهٔ ملاشاه و میان شاه میرلاهوری به طریقهٔ قادریه منسوب بود، قادری تخلص مینمود. رسالهای در توحید شطحیات اهل یقین مرقوم آورده، آن را حسنات العارفین نام کرده. سفینة الاولیا نیز از مؤلفات اوست. به هر صورت گاهی به نظم مبادرت میفرمود و این دو بیت و قطعه و رباعیات از نتایج طبع اوست: ادیب صابر : قصاید
شماره ۹۰ - ای زلف دلبر من دلبند و دلگسلی
ای زلف دلبر من دلبند و دلگسلی اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۲ - آفتاب روی تو تابان شدست
آفتاب روی تو تابان شدست مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - ای ز جورت دل عشاق بخون غوطهزنان
ای ز جورت دل عشاق بخون غوطهزنان جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۸۹ - بگو تا کی دلم را تنگ داری
بگو تا کی دلم را تنگ داری اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۱ - دو عالم پرتوی از نور ذانم
دو عالم پرتوی از نور ذانم سعدی : مفردات
بیت ۳۷
نا امید از در رحمت به کجا شاید رفت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - کیفیت سد ابواب خواطر، و رفع وساوس
بدان که سر ابواب خواطر و دفع وساوس اگر چه صعب و مشکل و لیکن مرتبه ای است بس عظمی، و موهبتی است بس کبری کلید گنج سعادات و مفتاح ابواب مرادات است، زیرا که دل مانند ظرفی است که خالی بودن آن از محالات است پس لامحاله بعد از آنکه از افکار بی فایده تهی گردید، محل ذکر خدا و نزول جند ملائکه خواهد شد و از دوام یاد خدا انس به او، و از انس، مرتبه شوق به لقای او و محبت او که اعظم مراتب و اسنای مواهب است حاصل، و ابواب معارف از عالم فیض بر دل گشوده می شود و به آن سبب از ظلمات شکوک و اوهام بیرون می آید و در این هنگام، نفس به مرتبه اطمینان و ثبات در عقاید و معارف می رسد، چنانکه خدای تعالی فرموده که «الا بذکر الله تطمئن القلوب» یعنی «آگاه باش که به سبب یاد خدا دلها به مرتبه اطمینان می رسند». نشاط اصفهانی : مفردات
شماره ۵ - ز خود رازی که پنهان داشتم عمری چه دانستم
ز خود رازی که پنهان داشتم عمری چه دانستم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۹۵ - از بس مکدرست درین روزگار صبح
از بس مکدرست درین روزگار صبح اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۸ - امید من به لطف عمیم تو واثق است
امید من به لطف عمیم تو واثق است اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
ما ز جام باده عشقیم مخمورالست اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۴ - با غم معشوق ما را کارهاست
با غم معشوق ما را کارهاست اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
غزل ۱۷۸ - نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری رهی معیری : غزلها - جلد چهارم
کیان اندوه
نی افسرده ای هنگام گل روید ز خاک من ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانه
قدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ی ما سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۱ - کارها این مشکل است این کارها
کارها این مشکل است این کارها بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۰۴ - بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۳ - آنان که در طلب به پی دل نمی رسند
آنان که در طلب به پی دل نمی رسند رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۲۵ - قادری هندوستانی
اسمش محمد، لقبش داراشکوه، پسر بزرگ و ولیعهد شاه جهان پادشاه هندوستان بوده. بالاخره اورنگ زیب برادر کوچک وی برو خروج کرده، پس از استیلا او را به قتل آورده. اگرچه سلطان و سلطان زاده بوده، اما تحصیل مقامات عرفانیه مینمود. با سعیدای سرمد دوستی داشت و با ملاشاه بدخشانی ارادت و اخلاص میورزید و چون سلسلهٔ ملاشاه و میان شاه میرلاهوری به طریقهٔ قادریه منسوب بود، قادری تخلص مینمود. رسالهای در توحید شطحیات اهل یقین مرقوم آورده، آن را حسنات العارفین نام کرده. سفینة الاولیا نیز از مؤلفات اوست. به هر صورت گاهی به نظم مبادرت میفرمود و این دو بیت و قطعه و رباعیات از نتایج طبع اوست: ادیب صابر : قصاید
شماره ۹۰ - ای زلف دلبر من دلبند و دلگسلی
ای زلف دلبر من دلبند و دلگسلی اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۲ - آفتاب روی تو تابان شدست
آفتاب روی تو تابان شدست مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - ای ز جورت دل عشاق بخون غوطهزنان
ای ز جورت دل عشاق بخون غوطهزنان جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۸۹ - بگو تا کی دلم را تنگ داری
بگو تا کی دلم را تنگ داری اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۱ - دو عالم پرتوی از نور ذانم
دو عالم پرتوی از نور ذانم سعدی : مفردات
بیت ۳۷
نا امید از در رحمت به کجا شاید رفت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - کیفیت سد ابواب خواطر، و رفع وساوس
بدان که سر ابواب خواطر و دفع وساوس اگر چه صعب و مشکل و لیکن مرتبه ای است بس عظمی، و موهبتی است بس کبری کلید گنج سعادات و مفتاح ابواب مرادات است، زیرا که دل مانند ظرفی است که خالی بودن آن از محالات است پس لامحاله بعد از آنکه از افکار بی فایده تهی گردید، محل ذکر خدا و نزول جند ملائکه خواهد شد و از دوام یاد خدا انس به او، و از انس، مرتبه شوق به لقای او و محبت او که اعظم مراتب و اسنای مواهب است حاصل، و ابواب معارف از عالم فیض بر دل گشوده می شود و به آن سبب از ظلمات شکوک و اوهام بیرون می آید و در این هنگام، نفس به مرتبه اطمینان و ثبات در عقاید و معارف می رسد، چنانکه خدای تعالی فرموده که «الا بذکر الله تطمئن القلوب» یعنی «آگاه باش که به سبب یاد خدا دلها به مرتبه اطمینان می رسند». نشاط اصفهانی : مفردات
شماره ۵ - ز خود رازی که پنهان داشتم عمری چه دانستم
ز خود رازی که پنهان داشتم عمری چه دانستم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۹۵ - از بس مکدرست درین روزگار صبح
از بس مکدرست درین روزگار صبح اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۸ - امید من به لطف عمیم تو واثق است
امید من به لطف عمیم تو واثق است اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
ما ز جام باده عشقیم مخمورالست اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۴ - با غم معشوق ما را کارهاست
با غم معشوق ما را کارهاست اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست
دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست