خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر درباره عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از جفاهای معشوق، درد دل، شوق دیدار، و تضاد بین عاشق و معشوق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ناتوانی زاهدان از درک لذت عشق و پیوند ناگسستنی عاشق و معشوق دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۴۴ - با غم معشوق ما را کارهاست
با غم معشوق ما را کارهاست
از جفای عشق بردل بارهاست ۱
سربلندیهاست از دلبر مرا
گر چه از عشق من او را عارهاست ۲
دایم از شوق گلستان رخش
بلبل جان را هزاران زارهاست ۳
زاهدان را لذت عشق تو نیست
زان سبب با عاشقان انکارهاست ۴
چون بعالم نیست بی غم شادیی
با گل وصلت ز هجران خارهاست ۵
در جدایی جان ما را دایما
با خیال وصل خوش بازارهاست ۶
ای اسیری عاشق و معشوق را
بی زبان با یکدیگر گفتارهاست ۷
از جفای عشق بردل بارهاست ۱
سربلندیهاست از دلبر مرا
گر چه از عشق من او را عارهاست ۲
دایم از شوق گلستان رخش
بلبل جان را هزاران زارهاست ۳
زاهدان را لذت عشق تو نیست
زان سبب با عاشقان انکارهاست ۴
چون بعالم نیست بی غم شادیی
با گل وصلت ز هجران خارهاست ۵
در جدایی جان ما را دایما
با خیال وصل خوش بازارهاست ۶
ای اسیری عاشق و معشوق را
بی زبان با یکدیگر گفتارهاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.