خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از بیوفایی و جفای معشوق شکایت میکند. او از دلسختی و بیرحمی معشوق مینالد و از عشق بیپاسخ خود میگوید. شاعر با وجود همه رنجها، همچنان عاشق است و از معشوق میخواهد که به حالش ترحم کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۸۹ - بگو تا کی دلم را تنگ داری
بگو تا کی دلم را تنگ داری
جهانی را تو با نیرنگ داری ۱
نداری رحمتی بر حال زارم
دلی بس سخت همچون سنگ داری ۲
مرا صلحست با روی تو جانا
چرا دایم تو با ما جنگ داری ۳
نگارینا چرا در عشق بازی
ز نام عاشقانت ننگ داری ۴
به جان ورزم وفایت را ولی تو
همیشه بر جفا آهنگ داری ۵
اثر در آهت ای دل نیست باری
که بر آئینه ی جان زنگ داری ۶
به گل گفتم ز روی خوب یارم
به خوش بویی تو بوی و رنگ داری ۷
بگفت ای بلبل مست جهانگیر
که در عشق رخش آهنگ داری ۸
مرا خار جفا بر جای جانست
تویی کان گلستان در چنگ داری ۹
جهانی را تو با نیرنگ داری ۱
نداری رحمتی بر حال زارم
دلی بس سخت همچون سنگ داری ۲
مرا صلحست با روی تو جانا
چرا دایم تو با ما جنگ داری ۳
نگارینا چرا در عشق بازی
ز نام عاشقانت ننگ داری ۴
به جان ورزم وفایت را ولی تو
همیشه بر جفا آهنگ داری ۵
اثر در آهت ای دل نیست باری
که بر آئینه ی جان زنگ داری ۶
به گل گفتم ز روی خوب یارم
به خوش بویی تو بوی و رنگ داری ۷
بگفت ای بلبل مست جهانگیر
که در عشق رخش آهنگ داری ۸
مرا خار جفا بر جای جانست
تویی کان گلستان در چنگ داری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۸ - دلم ز دست ببردی و جان به سر باری
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۰ - چرا بی جرم با ما جنگ داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.