شاعر در این متن از ناراحتی و دلتنگی خود از رفتار ناعادلانه و جفای معشوق شکایت میکند. او از این که معشوق بدون دلیل با او دشمنی میکند و دهانش مانند دل شاعر تنگ است، گله میکند. همچنین، شاعر اشاره میکند که معشوق با وجود داشتن هزاران شیوه و نیرنگ، دلش را به درد آورده است. در نهایت، شاعر از این که معشوق جهان را با چشم دل نمیبیند، ابراز تأسف میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان با سن کمتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۹۰ - چرا بی جرم با ما جنگ داری
همه سوی جفا آهنگ داری ۱
نگویی کز چه رو ای دوست جانا
چو گل یک هفته بو و رنگ داری ۲
دل ما با دهان تست از آن روی
دهانی چون دل ما تنگ داری ۳
مرا نام لبت کام زبانست
تو نامم بشنوی زان ننگ داری ۴
چو چشمت در جهانداری نگارا
هزاران شیوه و نیرنگ داری ۵
دلا در چنگ غم چون نی همی نال
که باد از وصل او در چنگ داری ۶
به چشم دل نمی بینی جهان را
که بر آیینه دل زنگ داری ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.