یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۵۹ - به میرزا اسدالله وزیر خان خانان نگاشته
فدایت شوم، از عهد حرمان تاکنون دو سه ماه فزون است با تکریر ذرایع و تجدید عرایض از صدر حضرت که مطاف صدور باد و دل شکستگان نزدیک و دور را محل اسعاف سرور، از تلاوت کتابی تنزیل آیه روان حلاوت نیافت، و به قرائت خطابی زبور زیور از سواد ناکامی خاطر... بار برائت نجست، مصرع: تا چه در بحمدالله بر رسته صفاست و پیوسته وفا، چون دیگر بستگی های انواع جنس و ابنای انس بنیاد بر شید و زرقی نیست، التزام رقیمه نگاری و اقتحام فراموش کاری را فرق نخواهد بود، اینقدر هست که اگر پاس این کیش کنند و به صدور خطاب و رجوع خدمت منت بر پرستنده خویش نهند، از اندوه چشمداشت گریزی و حصول ارادت پرستان سرکاری است، پیوسه از بسط عنایت و نشر رعایت حضرت بیان ها می آرد و داستان ها می نگارد، نوبه نو دل بند احسانی دیگر است و خاطر مرهون امتنانی دیگر، در ازای آن فضل... روان به کدام سپاس دم زند و به خدای این بذل جز نیاز« ما عرفناک حق معرفتک» بچه عرفان شناخت جوید.
امیر معزی : قصاید
شماره ۹۲ - خلعت سلطان عالم آفتاب دین و داد
خلعت سلطان عالم آفتاب دین و داد
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۶۴ - ایضا له
در میکده صلاح و ورع در شماره نیست
عطار نیشابوری : باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
شماره ۲ - پروانه به شمع گفت: چند افروزی
پروانه به شمع گفت: چند افروزی
امیر پازواری : هشت‌بیتی‌ها
شماره ۴ - گُوهِرْ گِلِهْ دیمْ، دُوسْتِ گِلُوئِهْ مِزٰاجْ
گُوهِرْ گِلِهْ دیمْ، دُوسْتِ گِلُوئِهْ مِزٰاجْ
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۷۲ - گوهر ز محیط راز می باید داد
گوهر ز محیط راز می باید داد
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۶ - از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود
از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۲۴ - هر چند کلام تو چو در و گهر است
هر چند کلام تو چو در و گهر است
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۷ - ز هجر کرد خبردار وصل یار مرا
ز هجر کرد خبردار وصل یار مرا
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۹ - مرثیه
فغان ز گردش این چرخ کوژپشت کهن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۷۴ - هر دم غم خود با دل افگار بگویم
هر دم غم خود با دل افگار بگویم
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۰ - ساغر می را به دست می پرست ما دهید
ساغر می را به دست می پرست ما دهید
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۳۰ - النوبة الاولى: قوله تعالى: لَیْسَ الْبِرَّ نیکى و پارسایى نه همه آنست أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُم
قوله تعالى: لَیْسَ الْبِرَّ نیکى و پارسایى نه همه آنست أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ که رویهاى خویش فرا دارید در نماز، قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ سوى مشرق که بر آمدن گاه آفتابست و مغرب که فرو شدن گاه است، وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ و لکن نیک مردى آن کس است که بگرود بخداى وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و روز رستاخیز وَ الْمَلائِکَةِ و فریشتگان وَ الْکِتابِ و کتاب خداى وَ النَّبِیِّینَ و پیغامبران وَ آتَى الْمالَ و مال دهد عَلى‏ حُبِّهِ بر دوستى او ذَوِی الْقُرْبى‏ درویشان خویشاوندان را وَ الْیَتامى‏ و نارسیدگان پدر مردگان را وَ الْمَساکِینَ و درویشان تنگ دستان را، وَ ابْنَ السَّبِیلِ و راه گذریان را وَ السَّائِلِینَ و خواهندگان را وَ فِی الرِّقابِ و در آزادى بردگان را، وَ أَقامَ الصَّلاةَ و نماز بپاى دارد بهنگام وَ آتَى الزَّکاةَ و از مال خود زکاة دهد، وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ و باز آمدگان به پیمان خویش با خداى و با خلق إِذا عاهَدُوا هر گه که پیمان بندند، وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ و شکیبایان در بیمناکیها و در تنگیها، وَ حِینَ الْبَأْسِ و در وقت جنگ، أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ایشانند که چون گفتند که نیکانیم راست گفتند، وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (۱۷۷) و باز پرهیزندگان از خشم و عذاب خداى تعالى ایشانند.
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - در مدح ابونصر مملان
مرادی رسول آمد از نزد یارا
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - قصیده
امروز مال و جاه خسان دارند
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۰۴ - حسودان را ز غم آزاد کردم
حَسودان را زِ غمْ آزاد کردم
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۰۳ - و قال ایضاً یمدحه
هزار جان مقدّس غریق نعمت و ناز
سعدی : رباعیات
رباعی ۶۹ - داد طرب از عمر بده تا برود
داد طرب از عمر بده تا برود
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۸
آسان پای (‌ضد گرانجان‌) باش تا روشن چشم باشی.
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۵۷ - اگر نه از گل نو رسته بوی یار آید
اگر نه از گل نو رسته بوی یار آید