خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر خود و جهان اطراف سخن میگوید. در ابیات مختلف، از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند زنجیر زلف، نور شمع، پروانه و آتش، دندان و دُر، و می و پیمانه استفاده شده است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۳۹ - مرا یاد آن روی دیوانه کرد
مرا یاد آن روی دیوانه کرد
که زنجیر زلف تو را شانه کرد ۱
شبی از رخت نور دزدید شمع
روانش گرفتند و در خانه کرد ۲
چه شمعی ندانم که پروانه را
در آتش فکندی و پروا نکرد ۳
تشبّه به دندان او کرد دُر
چه گویم به غایت که مینا نکرد ۴
خیالی به می بست پیمان چو دید
که ساقی اشارت به پیمانه کرد ۵
که زنجیر زلف تو را شانه کرد ۱
شبی از رخت نور دزدید شمع
روانش گرفتند و در خانه کرد ۲
چه شمعی ندانم که پروانه را
در آتش فکندی و پروا نکرد ۳
تشبّه به دندان او کرد دُر
چه گویم به غایت که مینا نکرد ۴
خیالی به می بست پیمان چو دید
که ساقی اشارت به پیمانه کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - مسافران که در این ره به کاروان رفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.