خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهٔ گذرا بودن زندگی و فانی بودن دنیا است. مسافران (انسانها) در این راه (زندگی) به سوی کاروان (مرگ) میروند و از فتنههای دنیا در امان نیستند. اهل نظر با ترک جان و دنیا، به سوی بقا میروند. غنچهها از رفتن بلبلان غمگین هستند و شاعر به مخاطب توصیه میکند که چون راه رفتنی است، باید برای سفر آماده شد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۴۰ - مسافران که در این ره به کاروان رفتند
مسافران که در این ره به کاروان رفتند
عجب مدار که از فتنه در امان رفتند ۱
دلا چو جان و جهان فانی اند اهل نظر
به ترک جان بگرفتند و از جهان رفتند ۲
از این منازل فانی به عزم شهر بقا
قدم به راه نهادند و هم عنان رفتند ۳
از آن ز غصّه دلِ غنچه تو به تو خون است
که بلبلان خوش الحان ز بوستان رفتند ۴
خیالیا چو رهِ رفتنی ست خیره مباش
تو نیز سازِ سفر کن که همرهان رفتند ۵
عجب مدار که از فتنه در امان رفتند ۱
دلا چو جان و جهان فانی اند اهل نظر
به ترک جان بگرفتند و از جهان رفتند ۲
از این منازل فانی به عزم شهر بقا
قدم به راه نهادند و هم عنان رفتند ۳
از آن ز غصّه دلِ غنچه تو به تو خون است
که بلبلان خوش الحان ز بوستان رفتند ۴
خیالیا چو رهِ رفتنی ست خیره مباش
تو نیز سازِ سفر کن که همرهان رفتند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - مرا یاد آن روی دیوانه کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.