قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۹۷ - ای داور زمانه که از وصف رای تو
ای داور زمانه که از وصف رای تو عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۱۳ - در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۲ - عزم آن دارم که امشب نیم مست
عزم آن دارم که امشب نیم مست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۹۳ - این نامه خطاب به دوستی است و مشتمل بر خوابی که نویسنده دیده
شب دوشینم به خواب اندر با سرکار سردار دیدار افتاد، و بی هیچ پرده هنجار گفت و گزار آمد. دانستم آن زنده جاوید مرده است و از بنگاه اهریمن رخت به فرگاه سروش برده بوسه بر دستش زدم و پرسش پوشیده ها را شستن گرفتم. نخستین گفتم داستان زن خواستن آمد و به دیدارش بر چه مایه رامش انجمن آراستن، گفت این فرمان ویژه زیست و فزود است و ... زاد و رود، ریش گاوان از این زبان سود جویند و کون خران از این بد افتاد بهبود. سورش سوک رنج است و تابش درد درد، چون چنین شد آن به از پی چندان زیبائی نپویند و بالای موزونش را انداز چندین دلارائی نخواهند. گلی را که غنچه سار از پای تا سر پوشیده باید چه دلبندی و از ماهی که چشم سیاهش گاهی به غمزه نگاهی نزیبد کدام خرسندی؟ همان مایه که دیدارش دل نخراشد و گفتارش جان نکاهد رامشی خسروانی است و آرامشی جاودانی. پرهیزش از بیگانه ناگزیر است و پیوند با خوی دلپذیرش ناچار، اگر هنری نیز از کارهای زنانه داشته باشد گوهرش را پیرایه خواهد بود و شوهرش را سرمایه، نباشد چیزی کم نیست و از پیوندش جای رم نه، مصرع: خوشتر بود عروس نکوروی بی جهیز. ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۴۲ - راه خواهی رخت بر دریا فکن
راه خواهی رخت بر دریا فکن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۶۷ - برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!
برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن! اهلی شیرازی : صنف ششم که زر سرخ و کم بر است
برگ هشتم زر سرخ است
ای لطف تو تریاک غم و داروی درد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۲ - شراب روز دل لاله را سیه دارد
شراب روز دل لاله را سیه دارد سعدی : مثنویات
شماره ۱۲ - نشنیدم که مرغ رفته ز دام
نشنیدم که مرغ رفته ز دام لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۵۲ - به شاهد لغت توفید، بمعنی حسد و آواز از غلبه و جوش در افتاد
از آن لشکر گشن توفید دهر نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۹ - بر چرخ هلال غره ی ماه است این
بر چرخ هلال غره ی ماه است این بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۴۳ - پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد
پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۱ - مثنویات به طرز مناجات
خداوندا بکن روشن دلم را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۲۶ - درین دو هفته که ابر بهار در گذر است
درین دو هفته که ابر بهار در گذر است قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۱۷ - چشم من چارست تا جانانهای پیدا شود
چشم من چارست تا جانانهای پیدا شود نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۴۸ - همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید جامی : دفتر اول
بخش ۹۳ - در انتقال از بسمله به تلاوت کلام الله
به تعوذ چو پاک کردی راه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۴۹ - که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟ هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۴۱- ابوعبداللّه محمّد بن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه
و منهم: اختیار اهل حرمین و جملهٔ مشایخ را قرّة عین، ابوعبداللّه محمد ابن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه سعیدا : غزلیات
شماره ۵۴۸ - دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
شماره ۹۷ - ای داور زمانه که از وصف رای تو
ای داور زمانه که از وصف رای تو عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۱۳ - در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۲ - عزم آن دارم که امشب نیم مست
عزم آن دارم که امشب نیم مست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۹۳ - این نامه خطاب به دوستی است و مشتمل بر خوابی که نویسنده دیده
شب دوشینم به خواب اندر با سرکار سردار دیدار افتاد، و بی هیچ پرده هنجار گفت و گزار آمد. دانستم آن زنده جاوید مرده است و از بنگاه اهریمن رخت به فرگاه سروش برده بوسه بر دستش زدم و پرسش پوشیده ها را شستن گرفتم. نخستین گفتم داستان زن خواستن آمد و به دیدارش بر چه مایه رامش انجمن آراستن، گفت این فرمان ویژه زیست و فزود است و ... زاد و رود، ریش گاوان از این زبان سود جویند و کون خران از این بد افتاد بهبود. سورش سوک رنج است و تابش درد درد، چون چنین شد آن به از پی چندان زیبائی نپویند و بالای موزونش را انداز چندین دلارائی نخواهند. گلی را که غنچه سار از پای تا سر پوشیده باید چه دلبندی و از ماهی که چشم سیاهش گاهی به غمزه نگاهی نزیبد کدام خرسندی؟ همان مایه که دیدارش دل نخراشد و گفتارش جان نکاهد رامشی خسروانی است و آرامشی جاودانی. پرهیزش از بیگانه ناگزیر است و پیوند با خوی دلپذیرش ناچار، اگر هنری نیز از کارهای زنانه داشته باشد گوهرش را پیرایه خواهد بود و شوهرش را سرمایه، نباشد چیزی کم نیست و از پیوندش جای رم نه، مصرع: خوشتر بود عروس نکوروی بی جهیز. ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۴۲ - راه خواهی رخت بر دریا فکن
راه خواهی رخت بر دریا فکن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۶۷ - برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!
برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن! اهلی شیرازی : صنف ششم که زر سرخ و کم بر است
برگ هشتم زر سرخ است
ای لطف تو تریاک غم و داروی درد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۲ - شراب روز دل لاله را سیه دارد
شراب روز دل لاله را سیه دارد سعدی : مثنویات
شماره ۱۲ - نشنیدم که مرغ رفته ز دام
نشنیدم که مرغ رفته ز دام لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۵۲ - به شاهد لغت توفید، بمعنی حسد و آواز از غلبه و جوش در افتاد
از آن لشکر گشن توفید دهر نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۹ - بر چرخ هلال غره ی ماه است این
بر چرخ هلال غره ی ماه است این بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۴۳ - پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد
پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۱ - مثنویات به طرز مناجات
خداوندا بکن روشن دلم را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۲۶ - درین دو هفته که ابر بهار در گذر است
درین دو هفته که ابر بهار در گذر است قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۱۷ - چشم من چارست تا جانانهای پیدا شود
چشم من چارست تا جانانهای پیدا شود نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۴۸ - همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید جامی : دفتر اول
بخش ۹۳ - در انتقال از بسمله به تلاوت کلام الله
به تعوذ چو پاک کردی راه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۴۹ - که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟ هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۴۱- ابوعبداللّه محمّد بن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه
و منهم: اختیار اهل حرمین و جملهٔ مشایخ را قرّة عین، ابوعبداللّه محمد ابن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه سعیدا : غزلیات
شماره ۵۴۸ - دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو