خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عشق ناکام را بیان میکند. شاعر از غم و داغ عشق سخن میگوید و وجود خود را پر از درد و سوختگی توصیف میکند. او از جنون عشق و تأثیرات آن بر زندگی خود میگوید و اشاره میکند که هیچ کس از عشق و رنجهای آن در امان نیست.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۸ - به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
وجود من چو پلنگ از تو مجمر داغ است ۱
زری که همره خود بعد مرگ از عالم
به زیر خاک برد کس، همین زر داغ است ۲
جنون عشق، جلوریز تاخت بر سر من
سواد موی، سیاهی لشکر داغ است ۳
کدام جنس محبت ز من به رونق ماند
که از غبار دلم خاک بر سر داغ است ۴
سلیم هیچ کس از عیش نیست در آزار
منم که گل به سر من برابر داغ است ۵
وجود من چو پلنگ از تو مجمر داغ است ۱
زری که همره خود بعد مرگ از عالم
به زیر خاک برد کس، همین زر داغ است ۲
جنون عشق، جلوریز تاخت بر سر من
سواد موی، سیاهی لشکر داغ است ۳
کدام جنس محبت ز من به رونق ماند
که از غبار دلم خاک بر سر داغ است ۴
سلیم هیچ کس از عیش نیست در آزار
منم که گل به سر من برابر داغ است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.