خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و دنیای درونی اوست. شاعر از عشق، حسرت، و رضایت به اندک سخن میگوید و معشوق را به عنوان قبلهگاه خود میستاید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند قناعت و تسلیم در برابر تقدیر دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'بت پرستان' و 'طاق ابرو' نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۳۱۹ - همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
بوسه ای ما تشنگان را از لب جویی بس است ۱
آن گروهی را که رو بر قبله باشد، دیگرند
قبله ی ما بت پرستان طاق ابرویی بس است ۲
حسرت چشم سیاهی کشت در وادی مرا
از برای شمع خاکم چشم آهویی بس است! ۳
ظرف چینی ناله از دست گدایان می کند
از سر فغفور با او هست اگر مویی بس است ۴
عاشق دیگر ترا ای بی وفا در کار نیست
چون سلیم خسته دل داری دعاگویی بس است ۵
بوسه ای ما تشنگان را از لب جویی بس است ۱
آن گروهی را که رو بر قبله باشد، دیگرند
قبله ی ما بت پرستان طاق ابرویی بس است ۲
حسرت چشم سیاهی کشت در وادی مرا
از برای شمع خاکم چشم آهویی بس است! ۳
ظرف چینی ناله از دست گدایان می کند
از سر فغفور با او هست اگر مویی بس است ۴
عاشق دیگر ترا ای بی وفا در کار نیست
چون سلیم خسته دل داری دعاگویی بس است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.