خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف بهار و زیباییهای آن میپردازد. شاعر از گلهای فراوان، طبیعت سرسبز و احساسات شاداب خود در این فصل سخن میگوید. همچنین، اشارهای به دردهای دل و خارهای راه دارد، اما در نهایت زیبایی و شکوفایی گلها برجسته میشود.
مفاهیم عمیق و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عاطفی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۰ - از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
از رخش چون غنچه چشمم تا به مژگان پر گل است ۱
ما به چشم و خضر با پا می رود ره را، ولی
پای او پر خار و چشم ما اسیران پر گل است ۲
چار فصل این گلستان را ندانم نام چیست
این قدر دانم که باز اطراف بستان پر گل است ۳
ساکن بیت الحزن را موسم گلگشت شد
کز نسیم پیرهن صحرای کنعان پر گل است ۴
خارخار دل درین موسم فزون باشد سلیم
هر که را چون غنچه دامن تا گریبان پر گل است ۵
از رخش چون غنچه چشمم تا به مژگان پر گل است ۱
ما به چشم و خضر با پا می رود ره را، ولی
پای او پر خار و چشم ما اسیران پر گل است ۲
چار فصل این گلستان را ندانم نام چیست
این قدر دانم که باز اطراف بستان پر گل است ۳
ساکن بیت الحزن را موسم گلگشت شد
کز نسیم پیرهن صحرای کنعان پر گل است ۴
خارخار دل درین موسم فزون باشد سلیم
هر که را چون غنچه دامن تا گریبان پر گل است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.