متن بالا یک شعر عرفانی است که به موضوع عشق الهی و فنا در آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی متعالی یاد میکند که باعث رهایی از دغدغههای دنیوی و رسیدن به آرامش میشود. در این شعر، عاشقان به عنوان کسانی توصیف میشوند که از لذات دنیوی دوری میکنند و تنها به عشق الهی دل میبندند. همچنین، اشارههایی به برتری عشق بر سایر ارزشهای دنیوی مانند قدرت و ثروت شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در شعر نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
غزل ۹۳ - شوریدگان عشق را ای مطرب آهنگ فناست
برگ نوا را ساز کن ساز ره مستان نواست ۱
بیخ طرب در چنک ما اندوه و غم دلتنگ ما
لذات دنیا ننگ ما ما را ببزم دوست جاست ۲
زاهدزجنت دم زندسلطان زتاج وتخت وملک
مارانه این زیبدنه آن فوق دوعالم جای ماست ۳
جا درزمین گوتنگ باش ماراکه درعرش است دل
در زیر سرگوسنگ باش ما را چو برافلاک پاست ۴
بیگانهای ای مشتری ما را تو ارزان میخری
کی میشناسد جنس ما الا کسی کو آشناست ۵
گوهر شناسد مشتری کی داندش هر گوهری
آنرا که باشد معرفت داند که این درّ پر بهاست ۶
پروردهٔ عشقیم ما دادیم در دل عیشها
ما را زمعشوق ازل در جان و دل پیغامهاست ۷
گو غیرما باجنگ باش از عاشقی درننگ باش
آن یار با ما آشتی زین عشق ما را فخرهاست ۸
هر درد در عالم بود این فیض میدارد دوا
هم درد من از عشق خواست هم عشق دردم را دواست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.