شیخ بوعبداللّه در مجلسی نشسته بود که شیخ بیخویشتن نیز حضور داشت. وقتی فردی به شیخ بیخویشتن دعای خیر کرد و گفت «خدایت بهشت روزی گرداناد»، شیخ پاسخ داد که بهشت را نمیخواهد، زیرا در بهشت فقط افراد ضعیف و ناتوان هستند و او دوزخ را ترجیح میدهد، جایی که افراد قدرتمند مانند جمشید، نمرود، فرعون و هامان حضور دارند. سپس به بوعبداللّه و خودش اشاره کرد. بوعبداللّه از این رفتار متوجه بیادبی خود شد، توبه کرد و دیگر چنین رفتاری تکرار نکرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که برای درک آن به بلوغ فکری نیاز است. همچنین، اشاره به شخصیتهای تاریخی مانند فرعون و نمرود ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
حکایت ۳۱ - هم درین وقت یک روز شیخ بوعبداللّه باکو در مجلس شیخ بیخویشتن نشسته بود خواجه وار و پای بکمر زده، شیخ را چشم بر وی افتاد و درآن میان با کسی خلقی خوب بک
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.