شیخ ابوعبداللّه باکو از شیخ درباره برخی رفتارهای غیرمعمول او سؤال میکند، مانند برابری قائل شدن بین جوانان و بزرگان، اجازه رقص به جوانان در سماع، و بازگرداندن خرقه به درویش پس از جدا شدن. شیخ در پاسخ توضیح میدهد که در طریقت، جوانان نیز مانند بزرگان ارزشمندند، رقص جوانان در سماع به کاهش هوای نفس کمک میکند، و بازگرداندن خرقه به درویش به دلیل حکم جمع و دلایل معنوی است. در پایان، شیخ ابوعبداللّه تحسین میکند که اگر شیخ را ندیده بود، صوفی را نمیشناخت.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به دانش پایهای از تصوف و فلسفه اسلامی دارد. همچنین، بحثهای مطرح شده درباره هوای نفس و طریقت برای نوجوانان ممکن است پیچیده باشد.
حکایت ۳۰ - در آن وقت کی شیخ قدس اللّه روحه العزیز بنشابور بود شیخ بوعبداللّه باکو در خانقاه شیخ ابوعبدالرحمن سلمی بود و پیر آن خانقاه بعد ازو او بود و این بوعبدا
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.