خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناکامیها و تلاشهای بیثمر خود در راه عشق و وفا سخن میگوید. او از دردها و رنجهایش مینالد و بیان میکند که با وجود تمام تلاشها، به مقصود نرسیده است. در نهایت، تنها چیزی که به دست آورده، خیالی از مقصود بوده است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، مفاهیم ناکامی و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۲۹۲ - دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
مُردیم ز درد و به دوایی نرسیدیم ۱
در راه وفا عاقبت الامر سرِ ما
پوسید و به بوسیدن پایی نرسیدیم ۲
افسوس که بی پا و سر اندر طلب دوست
بسیار دویدیم و به جایی نرسیدیم ۳
کردیم بسی سعی وز گلزار وصالش
بی ناله چو بلبل به نوایی نرسیدیم ۴
آخر چو خیالی به سرِ منزل مقصود
جز در قدم راهنمایی نرسیدیم ۵
مُردیم ز درد و به دوایی نرسیدیم ۱
در راه وفا عاقبت الامر سرِ ما
پوسید و به بوسیدن پایی نرسیدیم ۲
افسوس که بی پا و سر اندر طلب دوست
بسیار دویدیم و به جایی نرسیدیم ۳
کردیم بسی سعی وز گلزار وصالش
بی ناله چو بلبل به نوایی نرسیدیم ۴
آخر چو خیالی به سرِ منزل مقصود
جز در قدم راهنمایی نرسیدیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.