عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۴۹ - ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۲ - از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاه
ای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۲۹ - باد از طرفِ شمال برخاست
باد از طرفِ شمال برخاست
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
مبارکباد کنن پاک جان را
مبارکباد کنن پاک جان را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶ - ره مده در خط مشکین، شانه ی شمشاد را
ره مده در خط مشکین، شانه ی شمشاد را
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۷۰ - جز من که داده مادر دهرم ز غصه شیر
جز من که داده مادر دهرم ز غصه شیر
مولوی : غزلیات
غزل ۷۱۶ - دیر آمده‌یی سفر مکن زود
دیر آمده‌یی سَفَر مَکُن زود
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - دشت از مجنون که لاله می روید از او
دشت از مجنون که لاله می روید از او
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۸ - دیر شد تا دوست می دارم ترا
دیر شد تا دوست می دارم ترا
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۴۰ - به خودبینی به جز بتگر نباشی
به خودبینی به جز بتگر نباشی
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۲۵ - یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
صامت بروجردی : کتاب التضمین و المصائب
شمارهٔ ۹ - و برای او همچنین
دید چون قاسم عروس از دوریش انکار دارد
ادیب الممالک : در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر
شماره ۱۸ - منطقه اطلس بلند رواق
منطقه اطلس بلند رواق
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۰۷ - در مرثیه
از افق ملکت ار ستاره فرو شد
عنصری بلخی : رباعیات
شماره ۴۸ - دیدار بدل فروخت نفروخت گران
دیدار بدل فروخت نفروخت گران
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۴۳ - ای به رخسار و به عارض آفتاب و مشتری
ای به رخسار و به عارض آفتاب و مشتری
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۵۹ - منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
مَنَم آن حَلْقه در گوش و ِنشَسته گوشِ شَمسُ الدّین
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۱۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ بدان که رب العزّة جل جلاله، و تقدست اسماؤه، و تعالت صفاته، و توالت آلاؤه و نعماؤه، بجلال قدرت و کمال عزت خلق را بیافرید، و بلطافت صنعت و نظر حکمت و کرم بى‏نهایت ایشان را تربیت کرد، و نعمتهاى بى‏نهایت هم از روى ظاهرهم از روى باطن بر ایشان تمام کرد، گفت: «وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً». آن گه از بنده شکر نعمت درخواست، گفت: «وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ». اگر شرط بندگى مى‏نمائید، شکر نعمت بجاى آرید، و نعمت خداوند خویش را در مخالفت او نه در ظاهر نه در باطن بکار مدارید. اینست که گفت جل جلاله: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ. چنان که نعمت دو قسم نهاد: ظاهر و باطن، مخالفت را دو قسم نهاد: ظاهر و باطن. نعمت ظاهر کما خلق است، و نعمت باطن جمال خلق. همچنین در مقابله آن اثم ظاهر مخالفت است که در جوارح ظاهر رود، و اثم باطن دوست داشتن معصیت است که در دل رود. اینست که سهل تسترى گفت در معنى آیت: اترکوا المعاصى بالجوارح و حبّها بالقلوب. و گفته‏اند: اثم ظاهر طلب دنیا است و اثم باطن طلب بهشت. هر چند که طلب بهشت بر لسان علم معصیت نیست، اما در طریق جوانمردان و ذوق عارفان طلب بهشت طلب نعمت است، و در طلب نعمت باز ماندن است از راز ولى نعمت، و ناز حضرت، و هر چه ترا از راز و نیاز باز دارد، ایشان شرک شمرند، و معصیت دانند، اگر چه در حق قومى طاعت و عبادت بود، و فى معناه انشدوا: بهر چه از راه باز افتى، چه کفر آن حرف و چه ایمان بهر چه از دوست وا مانى، چه زشت آن نقش و چه زیبا.
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۶۶ - زهره ندارم که سلامت کنم
زهره ندارم که سلامت کنم