خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از نگرانیهای خود سخن میگوید و به ستارگان (سهیلان) به عنوان نمادهای امید و بیداری اشاره میکند. او از طبیعت و عناصر آن مانند سیبستان و سبزینه برای بیان احساساتش استفاده میکند. در پایان، اشارهای به بیمارستان مهرداد و تاریخ مشخص دارد که ممکن است نشاندهنده یک تجربه شخصی باشد.
متن دارای مضامین عاطفی و نمادین است که درک آن ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به نگرانی و بیمارستان ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای درک کامل داشته باشد.
نگران، آن دو چشمان است...
نگران،
آن دو چشمان است،
دورسوی آن دو سهیل که بر سیبستانِ حیاتِ من مینگرد
تا از سبزینهی نارسِ خویش
سُرخ برآید.
سختگیر و آسانمهر
در فراز کن که سهیل میزند!
□
سهیلانِ مناند
ستارگانِ هماره بیدارم،
و دروازههای افق
بر نگرانیشان گشوده است.
بیمارستان مهرداد
13 بهمن ۱۳۷۵
آن دو چشمان است،
دورسوی آن دو سهیل که بر سیبستانِ حیاتِ من مینگرد
تا از سبزینهی نارسِ خویش
سُرخ برآید.
سختگیر و آسانمهر
در فراز کن که سهیل میزند!
□
سهیلانِ مناند
ستارگانِ هماره بیدارم،
و دروازههای افق
بر نگرانیشان گشوده است.
بیمارستان مهرداد
13 بهمن ۱۳۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شرقاشرقِ شادیانه...
گوهر بعدی:با تخلصِ خونينِ بامداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.