واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۲۴ - نشود عاشق از فغان خاموش
نشود عاشق از فغان خاموش
عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۲۵ - در عشق تو جان قویم میباید
در عشق تو جان قویم میباید
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۵ - نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۸۹ - قصیده
در کفم نیست آنچه می‌باید
مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۷۱ - ازبیخوابی در دل شبهای دراز
ازبیخوابی در دل شبهای دراز
نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۲۱ - دمنه گفت: این مثل بدان آوردم تا بدانی که آنچه بحیلت توان کرد بقوت ممکن نباشد. کلیله گفت: گاو را که با قوت و زور خرد و عقل جمع است بمکر با او چگونه دست
دمنه گفت: این مثل بدان آوردم تا بدانی که آنچه بحیلت توان کرد بقوت ممکن نباشد. کلیله گفت: گاو را که با قوت و زور خرد و عقل جمع است بمکر با او چگونه دست توان یافت؟ دمنه گفت: چنین است. لکن بمن مغرور است و از من ایمن، بغفلت او را بتوانم افکند. چه کمین غدر که از مامن گشایند جای گیرتر افتد، چنانکه خرگوش بحیلت شیر را هلاک کرد. چگونه؟
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸۳ - فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۷۷ - ای خداوند یکی یار جفا کارش ده
ای خداوند یکی یارِ جَفا کارَش دِهْ
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۸۴ - چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری
چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری
لالایی ها : بخش اول
لالایی جنگل - بالش ابری
شب تو آسمون، ماه هم خوابیده
ملا احمد نراقی : باب چهارم
علاج عجب به مال
و اما عجب به مال: پس علاج آن این است که آفات مال را به نظر درآورد و تفکر کند که آن در معرض زوال و فنا، و عاری از دوام و بقاست گاهی نهب و غارت می شود، و زمانی به ظلم و ستم می رود، به آتش می سوزد، و به آب غرق می شود، دزد آن را می برد و طرار آن را می رباید، و غیر اینها از آفات سماویه و ارضیه و متذکر شود که در بین یهود و هندو کسانی هستند که مال و ثروتشان أفزونتر از ایشان است و اف بر شرفی که هندو و یهود در آن پیش باشد و تف بر بزرگی ای که دزد آن را در یک لحظه برباید و صاحبش را مفلس و ذلیل بنشاند.
امیر پازواری : سه‌بیتی‌ها
شماره ۲۳ - کَمن هَکردی زلف ره «صحرایی» گیتی
کَمن هَکردی زلف ره «صحرایی» گیتی
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۹۹ - شکوه از گرفتاری و مدح یکی از بزرگان
ای شاد به تو جان من و جان جهانی
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۱۲۳ - سر و کار من اگر با تو دل آزار نبود
سر و کار من اگر با تو دل آزار نبود
ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها
شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشک
به فلک، بانگ ناله ام بر شد
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۱۱ - برآمد سپاه بخار از بحار
برآمد سپاه بخار از بحار
جمال‌الدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۸۱ - زلف چون از روی یکسو افکند
زلف چون از روی یکسو افکند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۳۳ - این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است
این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۸۴ - بُرو شووُ روز با هم جدا نووئیمْ
بُرو شووُ روز با هم جدا نووئیمْ
مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل ۴۰ - باز شد دل به درون نائره افروز فراق
باز شد دل به درون نائره افروز فراق