خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر جدایی و غم ناشی از آن است. شاعر از روزهای مشترک و جدایی سخن میگوید و اشاره میکند که در بند غم دنیای فرسوده است. او امیدوار است که فردا روز بهتری باشد، اما در عین حال از دردها و رنجهای زندگی نیز سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند غم، جدایی و رنج زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۴ - بُرو شووُ روز با هم جدا نووئیمْ
بُرو شووُ روز با هم جدا نووئیمْ
اَندی شوُ و روزْ اِنِهْ که ما نووئیمْ ۱
در بندِ غَمِ بُورْدِهْ دنیا نووئیمْ
اَمروزرِهْ خِشْدار، بلکه فردا نووئیمْ ۲
به باغ ارچه گِلْ خِشْ نما نووئیمْ
غنیمِتِهْ خارِ کسِ پا نووئیمْ ۳
اگر هیچکس دَرْدِ دوا نووئیمْ
بارِ محنت وُ رنجُ و بلا نووئیمْ ۴
اَندی شوُ و روزْ اِنِهْ که ما نووئیمْ ۱
در بندِ غَمِ بُورْدِهْ دنیا نووئیمْ
اَمروزرِهْ خِشْدار، بلکه فردا نووئیمْ ۲
به باغ ارچه گِلْ خِشْ نما نووئیمْ
غنیمِتِهْ خارِ کسِ پا نووئیمْ ۳
اگر هیچکس دَرْدِ دوا نووئیمْ
بارِ محنت وُ رنجُ و بلا نووئیمْ ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - امیر گنه: اینْ شهررِهْ چه کارْ بسازِمْ
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - امروز تو منه شاه و من ته درویشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.