خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر ناامیدی و انتقاد از دنیای فانی و ناعادلانه است. شاعر از عشق نافرجام، فساد اخلاقی، و تأثیر پول و قدرت بر رفتار انسان‌ها شکایت می‌کند. او همچنین به بی‌خبری مردم از حقایق هستی و اسرار پنهان زندگی اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادهای اجتماعی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین برخی از ابیات اشاره به مفاهیم عرفانی و پیچیده دارند که برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۳ - سر و کار من اگر با تو دل آزار نبود

سر و کار من اگر با تو دل آزار نبود
این همه کار من خون شده دل زار نبود ۱

همه گویند چرا دل به ستمگر دادی
دادم آن روز به او دل که ستم کار نبود ۲

می شدم آلت هر بی سر و پا چون تسبیح
دستگیر من اگر رشته ی زنار نبود ۳

یا به من سنگ نزد هیچ کس از سنگ دلی
یا کسی از دل دیوانه خبردار نبود ۴

همه در پرده ز اسرار سخن ها گفتند
لیک بی پرده کسی واقف اسرار نبود ۵

هر جنایت که بشر می کند از سیم و زر است
کاش از روز ازل درهم و دینار نبود ۶

شحنه و شیخ و شه و شاهد و شیدا همه مست
در همه دیر مغان آدم هشیار نبود ۷

بود اگر جامعه بیدار در این دار خراب
جای سردار سپه جز به سر دار نبود ۸

در نمایشگه این صحنه ی پر بیم و امید
هر چه دیدیم به جز پرده و پندار نبود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - طوطی که چو من شهره به شیرین سخنی بود
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - آن پری چو از، بهر دلبری، زلف عنبرین، شانه می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.