صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۸۲ - شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
شود ز داغ دل عاشقان خسته درست سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳۳ - در بیان آنکه مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز در غیب مشاهده میکرد و قطبی را دید که چهار هزار مرید داشت. همه اولیاء گشته و بحق رسیده، در چله از حق تعالی حالتی و مقامی میخواست که بدان نرسیده بود و در تمنای آن یارب یارب میگفت تا حدی بزرگ بود که بموافقت او همه اجزای زمین و آسمان و ارواح سفلی و علوی یارب میگفتند. نور خدای تعالی بمقدار سپری لطیف برگوش مولانا شمس الدین تبریزی عظم اللّه ذکره میزد و میگفت لبیک لبیک. چون سه بار آن معنی مکرر شد، شمس الدین از سر ناز گفت که، یارب آن شیخ میگوید، لبیک با اوگو. در حال پی آن سخن نور پیاپی بر گوش مولانا شمس الدین تبریزی میزد که لبیک لبیک لبیک.
سخن شمس دین همیگفتیم مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۲۵ - هر ناله که بر سر شتر میکردم
هر ناله که بر سر شتر میکردم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۰ - گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش
گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۱ - گر جان خواهد ز من همه جان دهمش
گر جان خواهد ز من همه جان دهمش حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۹۷ - دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۷ - در بیان فرستادن مولانا قدسنا، الله بسره العزیز ولد را برسالت سوی دمشق بطلب شمس الدین تبریزی عظم الله ذکره
بود شه را عنایتی بولد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۲ - به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۳ - از می چو آن غزال، سیه مست می شود
از می چو آن غزال، سیه مست می شود قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۶۹ - خضر اگر آب حیات آورد، خون دانستهام
خضر اگر آب حیات آورد، خون دانستهام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۶۴ - همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۴۶ - گر ملک تو مصر و روم و چین خواهد بود
گر ملک تو مصر و روم و چین خواهد بود کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳۸ - بستند گرو با نفس مشک تتار
بستند گرو با نفس مشک تتار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۶۳ - عالم از جلوه تو خرم شد
عالم از جلوه تو خرم شد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۵۹ - نیک سیاح جهان گردیده ای
نیک سیاح جهان گردیده ای قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - تا هست سخن، سخنسرا خواهد گفت
تا هست سخن، سخنسرا خواهد گفت کمالالدین اسماعیل : ترکیبات
شمارهٔ ۱۱ - فی المرائی من کلامه و له فی مرثیه الصّدر الشّهید رکن الدّین صاعد قدس الله روحه العزیز
کو خروش و شغب و ناله، چراخاموشید؟ میرداماد : غزلیات
شماره ۲۲ - آفت تقوی ما جلوه کنان می آید
آفت تقوی ما جلوه کنان می آید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۵۰ - سنبل از تاب خم موی تو، درهم میشود
سنبل از تاب خم موی تو، درهم میشود
غزل ۱۷۸۲ - شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
شود ز داغ دل عاشقان خسته درست سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳۳ - در بیان آنکه مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز در غیب مشاهده میکرد و قطبی را دید که چهار هزار مرید داشت. همه اولیاء گشته و بحق رسیده، در چله از حق تعالی حالتی و مقامی میخواست که بدان نرسیده بود و در تمنای آن یارب یارب میگفت تا حدی بزرگ بود که بموافقت او همه اجزای زمین و آسمان و ارواح سفلی و علوی یارب میگفتند. نور خدای تعالی بمقدار سپری لطیف برگوش مولانا شمس الدین تبریزی عظم اللّه ذکره میزد و میگفت لبیک لبیک. چون سه بار آن معنی مکرر شد، شمس الدین از سر ناز گفت که، یارب آن شیخ میگوید، لبیک با اوگو. در حال پی آن سخن نور پیاپی بر گوش مولانا شمس الدین تبریزی میزد که لبیک لبیک لبیک.
سخن شمس دین همیگفتیم مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۲۵ - هر ناله که بر سر شتر میکردم
هر ناله که بر سر شتر میکردم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۰ - گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش
گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۱ - گر جان خواهد ز من همه جان دهمش
گر جان خواهد ز من همه جان دهمش حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۹۷ - دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۷ - در بیان فرستادن مولانا قدسنا، الله بسره العزیز ولد را برسالت سوی دمشق بطلب شمس الدین تبریزی عظم الله ذکره
بود شه را عنایتی بولد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۲ - به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۳ - از می چو آن غزال، سیه مست می شود
از می چو آن غزال، سیه مست می شود قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۶۹ - خضر اگر آب حیات آورد، خون دانستهام
خضر اگر آب حیات آورد، خون دانستهام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۶۴ - همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۴۶ - گر ملک تو مصر و روم و چین خواهد بود
گر ملک تو مصر و روم و چین خواهد بود کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳۸ - بستند گرو با نفس مشک تتار
بستند گرو با نفس مشک تتار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۶۳ - عالم از جلوه تو خرم شد
عالم از جلوه تو خرم شد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۵۹ - نیک سیاح جهان گردیده ای
نیک سیاح جهان گردیده ای قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - تا هست سخن، سخنسرا خواهد گفت
تا هست سخن، سخنسرا خواهد گفت کمالالدین اسماعیل : ترکیبات
شمارهٔ ۱۱ - فی المرائی من کلامه و له فی مرثیه الصّدر الشّهید رکن الدّین صاعد قدس الله روحه العزیز
کو خروش و شغب و ناله، چراخاموشید؟ میرداماد : غزلیات
شماره ۲۲ - آفت تقوی ما جلوه کنان می آید
آفت تقوی ما جلوه کنان می آید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۵۰ - سنبل از تاب خم موی تو، درهم میشود
سنبل از تاب خم موی تو، درهم میشود