خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساس شاعر درباره سخنان نگفته و ناشنیدهای است که در دل باقی ماندهاند. او اشاره میکند که برخی سخنان ارزشمندش به دلیل عدم درخواست دیگران، ناگفته ماندهاند و برخی دیگر مانند گوهری در صدف پنهان شدهاند. شاعر این حق را برای خود قائل است که برخی از این گوهرها را نزد خود نگه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق احساسی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه کافی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۹۹ - بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
ز من نخواست کس آنرا و آن نهفته بماند ۱
سخن که گفته بود همچو در سفته بود
مرا رواست گر این در من نسفته بماند ۲
ز من نخواست کس آنرا و آن نهفته بماند ۱
سخن که گفته بود همچو در سفته بود
مرا رواست گر این در من نسفته بماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدین
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.