خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ناپایداری جهان و حوادث آن میپردازد. شاعر از بیثباتی زندگی، ناتوانی خرد در برابر حوادث، و از بین رفتن امنیت و نظم سخن میگوید. او همچنین به فقدان راهنمایان و مرشدان در زمانه اشاره میکند و از طمع ورزی در جهانی که پایدار نیست، برحذر میدارد.
محتوا شامل مفاهیم فلسفی و اجتماعی پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناپایداری جهان و حوادث ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهر
جفای گنبد گردان به پایهای برسید
کز آن فرازتر اندر ضمیر پایه نماند ۱
خرد چو مورچه در تشت حیرتست ازآنک
مدبران را تدبیر تشت و خایه نماند ۲
از آفتاب حوادث چنان بسوخت جهان
که کوه را به مثل دستگاه سایه نماند ۳
کدام طفل تمنی کنون رسد به بلوغ
چو در سواد و بیاض زمانه دایه نماند ۴
طمع ببر ز سرایی که نظم عیش درو
به هم سرایه توان داد و هم سرایه نماند ۵
جهان وظایف روزی و امن باز گرفت
مجاهزان فلک را مگر که مایه نماند ۶
کز آن فرازتر اندر ضمیر پایه نماند ۱
خرد چو مورچه در تشت حیرتست ازآنک
مدبران را تدبیر تشت و خایه نماند ۲
از آفتاب حوادث چنان بسوخت جهان
که کوه را به مثل دستگاه سایه نماند ۳
کدام طفل تمنی کنون رسد به بلوغ
چو در سواد و بیاض زمانه دایه نماند ۴
طمع ببر ز سرایی که نظم عیش درو
به هم سرایه توان داد و هم سرایه نماند ۵
جهان وظایف روزی و امن باز گرفت
مجاهزان فلک را مگر که مایه نماند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.