خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان می‌شود که از جدایی و بی‌مهری معشوق شکایت دارد. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، درد فراق و نگاه سرد معشوق را توصیف می‌کند و از رقیبان و ناملایمات عشق می‌نالد. او خود را ضعیف و زار در راه عشق می‌بیند و از معشوق طلب رحم می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعری قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۶۱ - دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو

دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
چرا کرد ای مسلمانان زیار مهربان پهلو ۱

به روی او برابر کرد ماه چارده خود را
تهی کرد او شب دیگر ببین بر آسمان پهلو ۲

به سوی من کند پشت و دعاگو را دهد دشنام
مرا می دارد او آری میان عاشقان پهلو ۳

زند پهلو به مسکینان رقیب از غایت نخوت
بگو او را تو آن ساعت چو گویی بر خزان پهلو ۴

چنان در عشق آن مهوش ضعیف و لاغر و زارم
که از روی قبای من توان دیدن عیان پهلو ۵

پیاده بر سر راه توام ای شهسوار من
اگر رحمی نمی آری مزن بر ناتوان پهلو ۶

میاور بر دل صوفی جفا افزون ز عشاقان
مگر او چرب‌تر داند مرا از دیگران پهلو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰ - ای حرم کعبه دل کوی تو
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.