اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۶۵۷ - من از مادری زادم که پارم پدر بود او
من از مادری زادم که پارم پدر بود او
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۴۳ - از سیر چمن کی دل افگار گشاید
از سیر چمن کی دل افگار گشاید
سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۳۳ - در مدح قوام الدین حسن و بهرام شاه گوید
رخش طرز گلستان می نماید
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۵۰ - در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۵۲ - بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
سعدی : قطعات
شماره ۲۱۸ - نبایدت که پریشان شود قواعد ملک
نبایدت که پریشان شود قواعد ملک
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۶۳ - در همه آئینهٔ اسما نگر
در همه آئینهٔ اسما نگر
رشیدالدین میبدی : ۱۳- سورة الرعد- مکیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً» فرو فرستاد از آسمان آبى، «فَسالَتْ أَوْدِیَةٌ» برفت رودهاى آب، «بِقَدَرِها» باندازه آن، «فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً» بر سر گرفت سیل کفى ایستاده بر سر آب، «وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ» و از آن چیزها که آتش مى‏فروزند بر آن، «ابْتِغاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتاعٍ» بطلب و جستن زیورى یا پیرایه‏اى، «زَبَدٌ مِثْلُهُ» هم کفى است راسب در زیر آن چنانک آن کف است رابى بر سر آب، «کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ» چنان مى‏زند اللَّه تعالى حق و باطل را مثل، «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً» اما کف بکران رود، «وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ» و اما آنچ مردم را بکار آید و سودمند است در زمین بماند بدرنگ، «کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ (۱۷)» چنین زند اللَّه مثلها.
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۹ - دیده ز فراق تو زیان می بیند
دیده ز فراق تو زیان می بیند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۶۹ - عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
رهی معیری : رباعیها
جدایی
ای بی خبر از محنت روز افزونم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۴۲ - همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
مولوی : رباعیات
رباعی ۳۷۶ - گر دف نبود نیشکر او دف ماست
گر دف نبود نیشکر او دف ماست
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۵ - باب الجیم الجذبه
بود جذبه اگر پرسی عنایت
سعیدا : غزلیات
شماره ۳۳۱ - کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می شود
کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می شود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶۰ - نی طعم می است تا دگرگون گردد
نی طعم می است تا دگرگون گردد
عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۶۹ - یار کو؟
افسر شاهی نخواهم خاک پای یارکو
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۵۷ - زدست تنگ بر بی برگ دنیا تنگ می گردد
زدست تنگ بر بی برگ دنیا تنگ می گردد
رهی معیری : غزلها - جلد چهارم
پیر هرات
بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۸۶ - خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک
خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک