خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق و دوری معشوق میگوید و بیان میکند که چشمش از این جدایی آسیب دیده و چهرهاش نشانهای از خون دل را بر خود دارد. با این حال، از این که جهان را بدون چهرهٔ معشوق میبیند، ناخشنود است.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۵۹ - دیده ز فراق تو زیان می بیند
دیده ز فراق تو زیان می بیند
بر چهره زخون دل نشان می بیند ۱
با این همه من زدیده ناخشنودم
تا بی رخ تو چرا جهان می بیند ۲
بر چهره زخون دل نشان می بیند ۱
با این همه من زدیده ناخشنودم
تا بی رخ تو چرا جهان می بیند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۸ - آنان که طریق علم می پیمایند
گوهر بعدی:شماره ۳۶۰ - عشّاق نه از غم جوانی گریند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.