خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود می‌گوید و درد دوری از معشوق را بیان می‌کند. او از زیبایی‌ها و ویژگی‌های معشوق یاد می‌کند و زندگی بدون او را دشوار می‌داند. همچنین، به ارزش عشق واقعی و شناخت یار اشاره می‌کند.

متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۶۹ - یار کو؟

افسر شاهی نخواهم خاک پای یارکو
بال گو بشکن هما ، آن سایه دیوار کو ۱

سرو را گیرم که دارد با قد او نسبتی
آن گل رخساره وآن شیوه رفتار کو ۲

ورهمان گیرم که گل بار آرد وجنبد ز باد
آن تبسّم گرد آن شیرین لب و گفتارکو ۳

دیده آهو اگر چه دلفریب آمد ولی
آن کرشمه کردن و آن غمزه خونخوار کو ۴

وصل او دشوار و بی او زندگی دشوارتر
مردن بی زخم هم ننگست و پای دار کو ۵

ای خوش آن عاشق که عشق خویش بشناسد ز یار
وصل و هجر آنجا نگنجد یار کو اغیار کو ۶

جان فدایت ای که آوردی خبر زان تندخو
باز پرسید از رقیبان محیی دل افگار کو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۸ - گرتو طلبی داری
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۰ - من که ام!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.