عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱۹ - هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است
هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است سعدی : غزلیات
غزل ۳۲ - معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
معلمت همه شوخی و دلبری آموخت عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۶۲ - دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد
دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۰ - مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟
مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟ مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۵ - سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - اموال حلال و حرام و مشتبه و درجات آنها
بدان که اموال بر سه قسم است: حلال واضح و حرام واضح و مال مشتبه و از برای هر یک از اینها درجات بسیار است، زیرا که مال حرام اگر چه همه آن خبیث است و لیکن بعضی از بعضی خبیث تر است چنانکه حرمت مالی که کسی به معامله فاسده بگیرد با وجود تراضی از یکدیگر، مثل حرمت مال یتیمی که به قهر و عدوان گرفته شود، نیست. یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۶۴ - جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
جزع یمانش شد از شبه گهر آمود صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۲۷ - فی المناجات
الهی باز من را ده پر راز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۷ - پرده دار حرف دعوی کن لب خاموش را
پرده دار حرف دعوی کن لب خاموش را ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۶۸ - راستی
شنیدم که شاهنشهی نقش بست وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش پیغمبر اکرم«ص»
کسی مسیح شود در سراچه افلاک صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۰ - گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۱۱ - کردم به دیگری پی رفع گمان غیر
کردم به دیگری پی رفع گمان غیر امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۲ - تلخی نشنیدم از لبت هیچ
تلخی نشنیدم از لبت هیچ امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲ - در توحید
به نام آنکه جان را زندگی داد باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۱۰ - شوان استارگان یکیک شمارم
شوان استارگان یکیک شمارم صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۹ - سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا
سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا خاقانی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - باغ جان را صبوحی آب دهید
باغ جان را صبوحی آب دهید محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۱۰۱ - یک روز شیخ در میهنه مجلس میگفت درویشی بر پای خاست و یک من گوشت التماس کرد شیخ گفت ای درویش این گوشت چه خواهی کرد؟ گفت شوربایی خواهم پخت شیخ گفت چرا گ
یک روز شیخ در میهنه مجلس میگفت درویشی بر پای خاست و یک من گوشت التماس کرد شیخ گفت ای درویش این گوشت چه خواهی کرد؟ گفت شوربایی خواهم پخت شیخ گفت چرا گفتی شوربا که شوری در خویش افکندی! درویش گوشت را بخانه برد، مردی بیگانه را دید با زن نشسته نه بصواب، خویشتن رانگاه نتوانست داشتن کارد بر کشید و زن و مرد را در حال هلاک گردانید و گوشت آنجا بگذاشت و بگریخت. اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۸۰ - چون گشت رخ چمن دل آرای
چون گشت رخ چمن دل آرای
شماره ۱۹ - هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است
هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است سعدی : غزلیات
غزل ۳۲ - معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
معلمت همه شوخی و دلبری آموخت عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۶۲ - دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد
دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۰ - مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟
مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟ مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۵ - سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - اموال حلال و حرام و مشتبه و درجات آنها
بدان که اموال بر سه قسم است: حلال واضح و حرام واضح و مال مشتبه و از برای هر یک از اینها درجات بسیار است، زیرا که مال حرام اگر چه همه آن خبیث است و لیکن بعضی از بعضی خبیث تر است چنانکه حرمت مالی که کسی به معامله فاسده بگیرد با وجود تراضی از یکدیگر، مثل حرمت مال یتیمی که به قهر و عدوان گرفته شود، نیست. یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۶۴ - جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
جزع یمانش شد از شبه گهر آمود صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۲۷ - فی المناجات
الهی باز من را ده پر راز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۷ - پرده دار حرف دعوی کن لب خاموش را
پرده دار حرف دعوی کن لب خاموش را ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۶۸ - راستی
شنیدم که شاهنشهی نقش بست وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش پیغمبر اکرم«ص»
کسی مسیح شود در سراچه افلاک صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۰ - گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۱۱ - کردم به دیگری پی رفع گمان غیر
کردم به دیگری پی رفع گمان غیر امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۲ - تلخی نشنیدم از لبت هیچ
تلخی نشنیدم از لبت هیچ امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲ - در توحید
به نام آنکه جان را زندگی داد باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۱۰ - شوان استارگان یکیک شمارم
شوان استارگان یکیک شمارم صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۹ - سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا
سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا خاقانی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - باغ جان را صبوحی آب دهید
باغ جان را صبوحی آب دهید محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۱۰۱ - یک روز شیخ در میهنه مجلس میگفت درویشی بر پای خاست و یک من گوشت التماس کرد شیخ گفت ای درویش این گوشت چه خواهی کرد؟ گفت شوربایی خواهم پخت شیخ گفت چرا گ
یک روز شیخ در میهنه مجلس میگفت درویشی بر پای خاست و یک من گوشت التماس کرد شیخ گفت ای درویش این گوشت چه خواهی کرد؟ گفت شوربایی خواهم پخت شیخ گفت چرا گفتی شوربا که شوری در خویش افکندی! درویش گوشت را بخانه برد، مردی بیگانه را دید با زن نشسته نه بصواب، خویشتن رانگاه نتوانست داشتن کارد بر کشید و زن و مرد را در حال هلاک گردانید و گوشت آنجا بگذاشت و بگریخت. اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۸۰ - چون گشت رخ چمن دل آرای
چون گشت رخ چمن دل آرای