خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر روح و روان خود سخن میگوید. او از عناصری مانند کوه، دشت، لاله، باغ، بهار، نسیم، شبنم، گل و سبزه یاد میکند که هر کدام به نوعی به او آرامش، شفا و انرژی میبخشند. همچنین، شاعر به مسائل عمیقتری مانند تقدیر، استادگی و راه خدا اشاره میکند.
این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۹ - سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا
سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا
هر لالهای پیاله ی جدا میدهد مرا ۱
باغ و بهار من نفس آرمیده است
بیماری نسیم، شفا میدهد مرا ۲
سیرست چشم شبنم من، ورنه شاخ گل
آغوش باز کرده صلا میدهد مرا ۳
آن سبزهام که سنگدلیهای روزگار
در زیر سنگ نشو و نما میدهد مرا ۴
در گوش قدردانی من حلقهٔ زرست
هر کس که گوش مال به جا میدهد مرا ۵
استادگی است قبله نما را دلیل راه
حیرت نشان به راه خدا میدهد مرا ۶
این گردنی که من چو هدف برکشیدهام
صائب نشان به تیر قضا میدهد مرا ۷
هر لالهای پیاله ی جدا میدهد مرا ۱
باغ و بهار من نفس آرمیده است
بیماری نسیم، شفا میدهد مرا ۲
سیرست چشم شبنم من، ورنه شاخ گل
آغوش باز کرده صلا میدهد مرا ۳
آن سبزهام که سنگدلیهای روزگار
در زیر سنگ نشو و نما میدهد مرا ۴
در گوش قدردانی من حلقهٔ زرست
هر کس که گوش مال به جا میدهد مرا ۵
استادگی است قبله نما را دلیل راه
حیرت نشان به راه خدا میدهد مرا ۶
این گردنی که من چو هدف برکشیدهام
صائب نشان به تیر قضا میدهد مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸ - نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.