جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۲۴ - بیا که دیده ی ما بی رخ تو پرخونست
بیا که دیده ی ما بی رخ تو پرخونست عطار نیشابوری : بخش بیست و چهارم
الحكایة و التمثیل
شهریاری بود عالی شیوهٔ حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۳۷ - به دیدار توام چندان نیازست
به دیدار توام چندان نیازست اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۱۹ - یاری کردن شمع پروانه را در عشق
نهنگ شوق چون طوفان برآورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸۶ - دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۹۸ - هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۹ - سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۹ - تتبع خواجه
باز در کوی مغان عاشق مستم جایی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۱۵ - یک نظر در چشم مست ما نگر
یک نظر در چشم مست ما نگر ملکالشعرای بهار : مستزادها
مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)
سرمدا! شعری که گفتی خوب بود عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شماره ۱۸ - دیوانه شدم زلف تو زنجیر کنم
دیوانه شدم زلف تو زنجیر کنم ادیب صابر : قطعات
شماره ۱ - فلک بدعهد و بس نااستوار است
فلک بدعهد و بس نااستوار است حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۷۳ - چو باز کرد سر درج پرگهر چشمم
چو باز کرد سر درج پرگهر چشمم نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۲۳ - ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند
ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَقُلْ تَعالَوْا الایة جلیل و جبار، خداى بزرگوار، وفادار نیکوکار، خداوند دادگر، گشاینده هر در، آغاز کننده هر سر، از لطیفى و مهربانى که که هست بر بندگان، و بنده نوازى و کار سازى و خداوندى خود را که فرا مینماید بایشان، درین آیت رهیگان را بتوحید راه مىنماید، و بر اخلاق پسندیده میخواند، و از فواحش و کبائر باز مىزند، و آنچه زهر دین ایشان است فرا مىنماید، و از آن پرهیز میفرماید، همچون طبیب مهربان که بسر بیمار شود، و علت شناسد، و دارو داند، گوید: این خور که ترا سازنده است، آن مخور که ترا هلاک کننده است. هر چه سازگار بود بدان وصیت کند. هر چه زیان کار بود، از آن پرهیز فرماید. رب العزة بسعت رحمت خویش با بنده همین میکند. از شرک پرهیز مىفرماید، که شرک زهر دین است، آن زهرى که تریاق مغفرت آن را سود ندارد: إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ. فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۴۷ - عشق شوقی در نهاد ما نهاد
عشق شوقی در نهاد ما نهاد اقبال لاهوری : زبور عجم
دم مرا صفت باد فرودین کردند
دم مرا صفت باد فرودین کردند طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰۰ - برگ عیش ناتوانان نیست غیر از دستگیر
برگ عیش ناتوانان نیست غیر از دستگیر ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۰ - فریاد ز دست فلک بی سر و بن
فریاد ز دست فلک بی سر و بن عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۵۱ - آن غم که ز تو بر دل پرخون منست
آن غم که ز تو بر دل پرخون منست
شماره ۲۲۴ - بیا که دیده ی ما بی رخ تو پرخونست
بیا که دیده ی ما بی رخ تو پرخونست عطار نیشابوری : بخش بیست و چهارم
الحكایة و التمثیل
شهریاری بود عالی شیوهٔ حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۳۷ - به دیدار توام چندان نیازست
به دیدار توام چندان نیازست اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۱۹ - یاری کردن شمع پروانه را در عشق
نهنگ شوق چون طوفان برآورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸۶ - دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۹۸ - هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۹ - سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۹ - تتبع خواجه
باز در کوی مغان عاشق مستم جایی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۱۵ - یک نظر در چشم مست ما نگر
یک نظر در چشم مست ما نگر ملکالشعرای بهار : مستزادها
مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)
سرمدا! شعری که گفتی خوب بود عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شماره ۱۸ - دیوانه شدم زلف تو زنجیر کنم
دیوانه شدم زلف تو زنجیر کنم ادیب صابر : قطعات
شماره ۱ - فلک بدعهد و بس نااستوار است
فلک بدعهد و بس نااستوار است حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۷۳ - چو باز کرد سر درج پرگهر چشمم
چو باز کرد سر درج پرگهر چشمم نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۲۳ - ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند
ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَقُلْ تَعالَوْا الایة جلیل و جبار، خداى بزرگوار، وفادار نیکوکار، خداوند دادگر، گشاینده هر در، آغاز کننده هر سر، از لطیفى و مهربانى که که هست بر بندگان، و بنده نوازى و کار سازى و خداوندى خود را که فرا مینماید بایشان، درین آیت رهیگان را بتوحید راه مىنماید، و بر اخلاق پسندیده میخواند، و از فواحش و کبائر باز مىزند، و آنچه زهر دین ایشان است فرا مىنماید، و از آن پرهیز میفرماید، همچون طبیب مهربان که بسر بیمار شود، و علت شناسد، و دارو داند، گوید: این خور که ترا سازنده است، آن مخور که ترا هلاک کننده است. هر چه سازگار بود بدان وصیت کند. هر چه زیان کار بود، از آن پرهیز فرماید. رب العزة بسعت رحمت خویش با بنده همین میکند. از شرک پرهیز مىفرماید، که شرک زهر دین است، آن زهرى که تریاق مغفرت آن را سود ندارد: إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ. فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۴۷ - عشق شوقی در نهاد ما نهاد
عشق شوقی در نهاد ما نهاد اقبال لاهوری : زبور عجم
دم مرا صفت باد فرودین کردند
دم مرا صفت باد فرودین کردند طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰۰ - برگ عیش ناتوانان نیست غیر از دستگیر
برگ عیش ناتوانان نیست غیر از دستگیر ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۰ - فریاد ز دست فلک بی سر و بن
فریاد ز دست فلک بی سر و بن عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۵۱ - آن غم که ز تو بر دل پرخون منست
آن غم که ز تو بر دل پرخون منست