مفاتیح الجنان : مفاتیح الجنان
زیارت پیامبران عظام (ع)
بدان که تکریم و تعظیم پیامبران عقلاً و شرعاً لازم -﴿لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ﴾- و زیارتشان، پسندیده و راجح است. علما به استحباب زیارت آن بزرگواران تصریح فرموده اند و عدد آن بزرگواران گرچه بسیار، ولی قبرهای معلوم آنان بسیار اندک است و قبور آن هایی که فعلاً در خاطر خود حاضر دارم از این قرار است: میرداماد : غزلیات
شماره ۳۳ - ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم
ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۷۳ - َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۱۰ - شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
چو می بینی که رهزن کاروان کشت
چو می بینی که رهزن کاروان کشت مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۹۹ - تا چند از فراق مرا کار بشکنی؟
تا چند از فِراقْ مرا کار بِشْکَنی؟ ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۸۵ - هر چند که دل به وصل شادان کردیم
هر چند که دل به وصل شادان کردیم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۹۹ - بی یاد تو غم جهان نسوزد
بی یاد تو غم جهان نسوزد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری
ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۱ - ای که از عالم معنی خبری نیست ترا
ای که از عالم معنی خبری نیست ترا اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۷۶ - گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند
گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در بیان و شرف علم فرماید
شرف از علم حاصل کن تو جانا ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۱۱ - داستان کدخدای با زن و طوطی
دستور گفت: بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و سعادت شامل و ایزد – تعالی- حافظ و ناصر و معین. چنین آورده اند که در شهور گذشته و سنین رفته، مردی زنی داشت که متابعت وساوس شیطانی و موافقت هواجس نفسانی نمودی و قدم در طرق مجهول شهوات و نهمات زدی و با جوانان نوخط و امردان با جمال عشقها باختی و این مرد را طوطیی بود، سخن سرای و حاذق و لغت شناس و ناطق هر چه در خانه از خیر و شر و نفع و ضر حادث شدی، جمله اعلام دادی و وقایع حوادث باز نمودی شبی دوستی ضیافتی ساخت و هر تکلف و تنوق که لایق دوستان موافق و اخوان صادق باشد، بجای آورد مرد از عیال دستوری خواست و به وقت بیرون رفتن، پیش قفس طوطی رفت و گفت: ای پاسبان بیدار و ای نگهبان هشیار، باید که امشب در تیقظ و حراست زیادت کنی و سرمه سهر تا به وقت سحر در بصر کشی و به امعان نظر و دقت خاطر، تامل نمایی و از هر چه حادث شود، غث و سمین و صلاح و فساد و خیر و شر بدانی و در حفظ آری و چندان که صبح سر از گریبان مشرق برآرد، به خانه باز آیم و همه اعتماد من بر قول تو خواهد بود و اعتداد من در حوادث به صدق گفتار تو که از غرض منزه است و از شوایب کدورت صافی است طوطی بدان ابتهاج نمود و گفت: قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۶۳ - گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی
گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی فرخی سیستانی : قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۶ - ازوست
شه زاولستان محمود غازی اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۸ - معشوقه پرست لاابالی مائیم
معشوقه پرست لاابالی مائیم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۰ - رخ تو رونق صبح بهار می شکند
رخ تو رونق صبح بهار می شکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۱۹ - ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - خوشا دردی که درمانی ندارد
خوشا دردی که درمانی ندارد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۹ - شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
زیارت پیامبران عظام (ع)
بدان که تکریم و تعظیم پیامبران عقلاً و شرعاً لازم -﴿لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ﴾- و زیارتشان، پسندیده و راجح است. علما به استحباب زیارت آن بزرگواران تصریح فرموده اند و عدد آن بزرگواران گرچه بسیار، ولی قبرهای معلوم آنان بسیار اندک است و قبور آن هایی که فعلاً در خاطر خود حاضر دارم از این قرار است: میرداماد : غزلیات
شماره ۳۳ - ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم
ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۷۳ - َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۱۰ - شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
چو می بینی که رهزن کاروان کشت
چو می بینی که رهزن کاروان کشت مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۹۹ - تا چند از فراق مرا کار بشکنی؟
تا چند از فِراقْ مرا کار بِشْکَنی؟ ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۸۵ - هر چند که دل به وصل شادان کردیم
هر چند که دل به وصل شادان کردیم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۹۹ - بی یاد تو غم جهان نسوزد
بی یاد تو غم جهان نسوزد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری
ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۱ - ای که از عالم معنی خبری نیست ترا
ای که از عالم معنی خبری نیست ترا اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۷۶ - گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند
گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در بیان و شرف علم فرماید
شرف از علم حاصل کن تو جانا ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۱۱ - داستان کدخدای با زن و طوطی
دستور گفت: بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و سعادت شامل و ایزد – تعالی- حافظ و ناصر و معین. چنین آورده اند که در شهور گذشته و سنین رفته، مردی زنی داشت که متابعت وساوس شیطانی و موافقت هواجس نفسانی نمودی و قدم در طرق مجهول شهوات و نهمات زدی و با جوانان نوخط و امردان با جمال عشقها باختی و این مرد را طوطیی بود، سخن سرای و حاذق و لغت شناس و ناطق هر چه در خانه از خیر و شر و نفع و ضر حادث شدی، جمله اعلام دادی و وقایع حوادث باز نمودی شبی دوستی ضیافتی ساخت و هر تکلف و تنوق که لایق دوستان موافق و اخوان صادق باشد، بجای آورد مرد از عیال دستوری خواست و به وقت بیرون رفتن، پیش قفس طوطی رفت و گفت: ای پاسبان بیدار و ای نگهبان هشیار، باید که امشب در تیقظ و حراست زیادت کنی و سرمه سهر تا به وقت سحر در بصر کشی و به امعان نظر و دقت خاطر، تامل نمایی و از هر چه حادث شود، غث و سمین و صلاح و فساد و خیر و شر بدانی و در حفظ آری و چندان که صبح سر از گریبان مشرق برآرد، به خانه باز آیم و همه اعتماد من بر قول تو خواهد بود و اعتداد من در حوادث به صدق گفتار تو که از غرض منزه است و از شوایب کدورت صافی است طوطی بدان ابتهاج نمود و گفت: قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۶۳ - گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی
گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی فرخی سیستانی : قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۶ - ازوست
شه زاولستان محمود غازی اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۸ - معشوقه پرست لاابالی مائیم
معشوقه پرست لاابالی مائیم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۰ - رخ تو رونق صبح بهار می شکند
رخ تو رونق صبح بهار می شکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۱۹ - ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - خوشا دردی که درمانی ندارد
خوشا دردی که درمانی ندارد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۹ - شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است